evacuated

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که تخلیه شده‌اند
adj. مربوط به افرادی که تخلیه شده‌اند؛ مرتبط با افرادی که تخلیه شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

evacuated tube

لوله تخلیه شده

جملات نمونه

They soon evacuated to the country.

آنها به زودی به روستا تخلیه شدند.

I was evacuated to Swindon.

من به سویندون تخلیه شدم.

Fear evacuated their mind of reason.

ترس، عقل را از ذهن آنها تخلیه کرد.

he evacuated time and history of significance.

او زمان و تاریخ اهمیت را تخلیه کرد.

children were evacuated as a precautionary measure.

کودکان به عنوان یک اقدام احتیاطی تخلیه شدند.

Fear evacuated their minds of reasons.

ترس، ذهن آنها را از دلایل تخلیه کرد.

several families were evacuated from their homes.

چند خانواده از خانه‌هایشان تخلیه شدند.

residents within line of fire were evacuated from their homes.

ساکنان در خط آتش از خانه‌هایشان تخلیه شدند.

People were evacuated from the coastal regions in advance of the hurricane.

افراد قبل از رسیدن طوفان از مناطق ساحلی تخلیه شدند.

The village was evacuated because of the danger of a flood.

به دلیل خطر سیل، روستا تخلیه شد.

They all evacuated when the enemy approached the city.

وقتی دشمن به شهر نزدیک شد، همه تخلیه شدند.

The fireman evacuated the guests from the burning hotel.

آتش‌نشان مهمانان را از هتل در حال سوختن تخلیه کرد.

All the children were evacuated from London during the war to avoid the bombing.

در طول جنگ، همه کودکان برای جلوگیری از بمباران از لندن تخلیه شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید