tenuously connected
به طور ضعیف به هم مرتبط
tenuously related
به طور ضعیف مرتبط
tenuously held
به طور ضعیف نگه داشته شده
tenuously balanced
به طور ضعیف متعادل
tenuously linked
به طور ضعیف به هم پیوند شده
tenuously existing
به طور ضعیف وجود دارد
tenuously based
به طور ضعیف استوار شده
tenuously supported
به طور ضعیف پشتیبانی شده
tenuously defined
به طور ضعیف تعریف شده
tenuously understood
به طور ضعیف درک شده
the connection between the two theories is tenuously established.
ارتباط بین دو نظریه به طور شکننده ای اثبات شده است.
he held onto the tenuously formed relationship.
او ارتباطی که به طور شکننده شکل گرفته بود را حفظ کرد.
the evidence for the claim is tenuously linked to reality.
شواهد ادعا به طور شکننده به واقعیت گره خورده است.
they argued their point tenuously, lacking strong support.
آنها به طور شکننده استدلال کردند و از حمایت قوی برخوردار نبودند.
her argument was tenuously based on personal experience.
استدلال او به طور شکننده بر اساس تجربه شخصی بود.
the team tenuously held onto their lead in the competition.
تیم به طور شکننده پیشرفت خود را در مسابقه حفظ کرد.
his confidence was tenuously balanced on past successes.
اعتماد به نفس او به طور شکننده بر اساس موفقیت های گذشته متکی بود.
the project's funding was tenuously secured through donations.
تامین مالی پروژه به طور شکننده از طریق کمک های مالی تامین شد.
they maintained a tenuously peaceful coexistence.
آنها یک همزیستی صلح آمیز و شکننده را حفظ کردند.
the facts were tenuously related to the overall argument.
حقایق به طور شکننده با استدلال کلی مرتبط بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید