deep thought
تفکر عمیق
thought process
فرآیند فکری
positive thoughts
افکار مثبت
random thoughts
افکار تصادفی
independent thinking
تفکر مستقل
second thought
نظر دوم
critical thinking
تفکر انتقادی
thought of
به این فکر کرد
thought about
در مورد فکر کردن
in thought
در حال فکر کردن
basic thought
فکر اساسی
school of thought
دیدگاه
food for thought
موضوعی برای تفکر
on second thought
به نظر دوم
mode of thought
حالت تفکر
original thought
فکر اصیل
thought experiment
آزمایش ذهنی
at first thought
در ابتدا
have second thoughts
دوباره فکر کردن
thought provoking
فکر برانگیز
give thought to
در مورد فکر کردن
they thought they were it.
آنها فکر میکردند که بهترین هستند.
damage was not thought to be permanent.
تصور نمیشد که آسیب دائمی باشد.
they thought the garrison a superfluity.
آنها فکر میکردند که گارد یک اضافی است.
thought low of himself.
خودش را کمارزش میدانست.
Jack thought for a moment.
جک برای لحظهای فکر کرد.
the freedom of thought and action.
آزادی فکر و عمل
The very thought is frightening.
فقط همین فکر ترسناک است.
That's a happy thought of yours.
اين فکر خوشحال کننده اي از توئه
I thought it was not ethical.
من فکر کردم که این اخلاقی نبود.
They have no thought of selves.
آنها هیچ فکری برای خودشان ندارند.
to be lost in thought/admiration
در فکر/تحسین غرق شدن
I thought that film was lousy.
من فکر کردم آن فیلم خیلی بد بود.
They all thought some mechanics.
همه آنها فکر کردند که برخی از مکانیک ها.
I thought it was a load of cobblers.
فکر کردم یک مشت حرفهای بیاساس است.
the thought drove him to despair.
این فکر او را به ناامیدی سوق داد.
a legacy of philosophical thought;
میراثی از تفکرات فلسفی;
pop is thought of as light entertainment.
به نظر میرسد که پاپ به عنوان سرگرمی سبک در نظر گرفته میشود.
On this issue they thought as one.
در این مورد آنها به عنوان یک نفر فکر کردند.
everyone thought she was a riot.
همه فکر می کردند او خیلی باحال است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید