thy

[ایالات متحده]/ðaɪ/
[بریتانیا]/ðaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pron. تو (فرم کهنه یا شاعرانه)

عبارات و ترکیب‌ها

thy kingdom come

بیاید پادشاهی تو

جملات نمونه

honour thy father and thy mother.

والدین خود را گرامی بدارید.

love thy neighbour as thyself.

همسایه‌ات را همان‌طور که خودت را دوست داری، دوست داشته باش.

thy stubborn mind will not be rightened.

ذهن سرسخت تو نخواهد ترسید.

thou shalt love thy neighbour as thyself.

تو باید همسایه‌ات را همان‌طور که خودت را دوست داری، دوست داشته باشی.

All the firstling males that come of thy herd and of thy flock thou shalt sanctify unto the LORD thy God: thou shalt do no work with the firstling of thy bullock, nor shear the firstling of thy sheep.

همه فرزندان نر که از گله و گوسفندانت به دست می‌آیند، باید به خدای خود، خداوند، تقدیس شوند: شما نباید با اولین گوساله خود کار کنید، و اولین گوسفند خود را نیز نباید چرید.

thy fifty yet doth double five and twenty.

هنوز پنجاهت دو برابر پنج و بیست است.

go to thy rest, sweet sir.

به استراحت خود برو، آقای خوب.

As a rillet among the sedge are thy hands upon me;

همان‌طور که یک ریلت در میان جگه‌ها، دست‌های شما بر روی من است;

Soon as thy letters trembling I unclose,

به محض اینکه نامه هایت را با لرزش باز کنم.

Forsake thy books, and mateless play;

کتاب‌هایت و بازی‌های بی‌همتایت را رها کن;

17 And Isai said to David his son: Take for thy brethren an ephi of frumenty, and these ten loaves, and run to the camp to thy brethren.

17 و اسائی به داوود پسرش گفت: برای برادرانت یک افیم گندم و این ده نان را بردار و به سوی اردوگاه برادرانت بدو.

Did he not poison all thy veins once, and wilt thou play upon the hole of the asp, and put thy hand upon the cockatrice's den a second time?

آیا او قبلاً تمام رگ‌های تو را مسموم نکرده است، و آیا می‌خواهی دوباره روی سوراخ مارمولک بازی کنی و دستت را برای بار دوم روی لانه‌ی لاک‌پشت بگذاری؟

Many a questioning mind has stealthily entered thy courtyard and roamed through thy lampless house seeking for answers.

ذهن‌های پرسشگر بسیاری به طور مخفیانه وارد حیاط شما شده و در جستجوی پاسخ در خانه‌ی بی‌نور شما گشته‌اند.

Though thy enemy seem a mouse,yet watch him like a lion.

اگرچه دشمنت مانند موشی به نظر می رسد، اما مانند شیری مراقب او باش.

what immortal hand or eye could frame thy fearful symmetry?.

چه دست یا چشمی جاودانه می‌تواند ترسناک تقارن شما را قاب کند؟

Thy wit is a very bitter sweeting; it is a most sharp sauce.

هوش تو بسیار شیرین و تلخ است؛ این یک سس بسیار تند است.

Untouched thy honied blossoms blow.

شکوفه‌های شیرین تو دست نخورده شکوفه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید