her

[ایالات متحده]/hɜː(r)/
[بریتانیا]/hɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pron. متعلق به او (شکل مفعولی او)

عبارات و ترکیب‌ها

her birthday

تولد او

her family

خانواده او

her hair

موهای او

her favorite

علاقه مورد او

her smile

لبخند او

جملات نمونه

She brushed her hair.

او موهایش را شانه کرد.

Her cat is very playful.

گربه اش خیلی بازیگوش است.

She loves to read books in her free time.

او عاشق خواندن کتاب در اوقات فراغت است.

Her favorite color is blue.

رنگ مورد علاقه اش آبی است.

She took her dog for a walk.

او سگش را به قدم زدن برد.

Her parents are coming to visit.

والدینش برای بازدید می آیند.

She wore her favorite dress to the party.

او لباس مورد علاقه اش را به مهمانی پوشید.

She forgot her umbrella at home.

او چترش را در خانه جا گذاشت.

Her brother is a talented musician.

برادرش یک نوازنده با استعداد است.

She cooked her favorite meal for dinner.

او وعده غذایی مورد علاقه اش را برای شام پخت.

نمونه‌های واقعی

Her first piano teacher praised her dexterity.

معلم پیانوی او برای مهارت او از او تعریف کرد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

The threat couldn't stop her from accomplishing her goal to run.

تهدید از انجام هدف او برای دویدن جلوگیری نکرد.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Her mind received knowledge which had never before fallen in her way.

ذهنش دانشی را دریافت کرد که قبلاً در مسیر او نیامده بود.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

You should get that. It's probably her.

تو باید آن را بفهمی. احتمالاً اوست.

منبع: Selected Mind Station

I thanked Jane for her gracious hospitality.

من از جین برای مهمان نوازی دلپذیرش تشکر کردم.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

One day, her mother called her from the garden.

یک روز، مادرش از باغ با او تماس گرفت.

منبع: People's Education Press PEP Primary School English Grade 6 Volume 2

People were shouting, leave her alone. Let her go.

افرادی فریاد می‌زدند، او را تنها بگذارید. بذارید برود.

منبع: 2015 Ford Focus Collection

Jackie put her hands to her head. 'No! No! '

جکی دست‌هایش را روی سرش گذاشت. 'نه! نه!'

منبع: Money and Love (Bookworm Level 1)

I'll tell her I'm going to quit being her apprentice.

به او می‌گویم که می‌خواهم کارآموزی‌اش را کنار بگذارم.

منبع: Spirited Away Selection

The snuff came puffing in her face.

دود در صورت او به طور ناگهانی پف کرد.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید