our

[ایالات متحده]/aʊə/
[بریتانیا]/ɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pron. متعلق به ما.

عبارات و ترکیب‌ها

our team

گروه ما

our company

شرکت ما

our family

خانواده ما

our goal

هدف ما

our project

پروژه ما

our community

جامعه ما

جملات نمونه

This is our classroom.

این کلاس ما است.

our alienation from our true selves.

بیگانگی ما از خود واقعی‌مان

our accomplishments; our hometown.

دستاوردهای ما؛ شهر زادگاهمان.

an error in our favor.

یک اشتباه به نفع ما

Our house is quaking.

خانه ما در حال لرزش است.

They are our transatlantic friends.

آنها دوستان فراتر از اقیانوس ما هستند.

Our television is on the fritz.

تلویزیون ما خراب شده است.

a hitch in our plans.

یک وقفه در برنامه های ما.

that is not germane to our theme.

این مربوط به موضوع ما نیست.

our implication in the problems.

درگيري ما در مشکلات.

it's our last hope.

این آخرین امید ماست.

inclinable to our urgings.

مایل به درخواست‌های ما.

our lord the king.

ارباب ما، پادشاه

This is our final offer.

این آخرین پیشنهاد ما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید