tiffs

[ایالات متحده]/tɪfs/
[بریتانیا]/tɪfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استدلال‌ها یا جر و بحث‌ها؛ یک نوشیدنی کوچک یا جرعه؛ اختلافات جزئی

عبارات و ترکیب‌ها

family tiffs

مشکلات خانوادگی

petty tiffs

مشکلات جزئی

friendly tiffs

اختلافات دوستانه

minor tiffs

مشکلات کوچک

verbal tiffs

اختلافات کلامی

workplace tiffs

اختلافات محیط کار

sibling tiffs

اختلافات خواهر و برادر

couple tiffs

اختلافات زوجین

social tiffs

اختلافات اجتماعی

relationship tiffs

اختلافات رابطه

جملات نمونه

they often have little tiffs over trivial matters.

آنها اغلب به دلیل مسائل جزئی جر و تحولاتی کوچک دارند.

it's normal for couples to have tiffs from time to time.

داشتن جر و تحولاتی از گاهی اوقات بین زوجین طبیعی است.

after their tiffs, they always make up quickly.

پس از جر و تحولاتشان، آنها همیشه به سرعت آشتی می کنند.

she tried to avoid tiffs with her friends.

او سعی کرد از درگیری با دوستانش اجتناب کند.

their tiffs usually blow over within a day.

جر و تحولات آنها معمولاً طی یک روز فروکش می کند.

he finds it hard to resolve tiffs without getting angry.

او به سختی می تواند بدون عصبانی شدن، درگیری ها را حل کند.

sometimes, tiffs can strengthen a relationship.

گاهی اوقات، درگیری ها می تواند رابطه را تقویت کند.

she laughed off their tiffs, knowing they were minor.

او با خنده از درگیری های آنها گذشت، زیرا می دانست آنها جزئی هستند.

they had a few tiffs during their road trip.

آنها در طول سفر جاده ای خود چند درگیری داشتند.

it's healthy to have tiffs as long as you communicate.

تا زمانی که ارتباط برقرار کنید، داشتن درگیری سالم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید