feud

[ایالات متحده]/fjuːd/
[بریتانیا]/fjʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اختلاف؛ مناقشه
vi. در یک اختلاف طولانی درگیر بودن؛ در یک مناقشه طولانی درگیر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

family feud

درگیری‌های خانوادگی

feud between neighbors

درگیری بین همسایگان

at feud with

در نزاع با

blood feud

خون کین

جملات نمونه

a long-standing family feud

یک نزاع خانوادگی طولانی مدت

a time to settle old feuds

زمانی برای حل و فصل نزاع‌های قدیمی

a savage feud over drugs money.

یک نزاع وحشیانه بر سر پول مواد مخدر.

Hoover feuded with the CIA for decades.

هووور برای دهه‌ها با سیا درگیر بود.

a feud between two families

نزاعی بین دو خانواده

his complex arguments and bitter feuds with the Holy See.

استدلال‌های پیچیده و نزاع‌های تلخ او با واتیکان.

intertribal feuding and the failure of financial reforms eventually led to their unseating by the Abbasid dynasty.

نزاع‌های بین قبیلی و شکست اصلاحات مالی در نهایت منجر به عزل آنها توسط سلسله عباسی شد.

Political ructions and personal feuds boil to the surface as the tension mounts, making this a highly-charged thriller from famed writer Anthony Trollope.

درگیری های سیاسی و دشمنی های شخصی با افزایش تنش به سطح می رسند و این باعث می شود که این رمان هیجان انگیز از نویسنده مشهور آنتونی ترولپ بسیار جذاب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید