short timeframe
بازه زمانی کوتاه
long timeframe
بازه زمانی طولانی
flexible timeframe
بازه زمانی انعطاف پذیر
set timeframe
بازه زمانی تعیین شده
tight timeframe
بازه زمانی محدود
realistic timeframe
بازه زمانی واقع بینانه
proposed timeframe
بازه زمانی پیشنهادی
estimated timeframe
بازه زمانی تخمینی
project timeframe
بازه زمانی پروژه
timeframe adjustment
تعدیل بازه زمانی
the project must be completed within a specific timeframe.
پروژه باید در یک بازه زمانی مشخص به اتمام برسد.
we need to establish a realistic timeframe for the task.
ما باید یک بازه زمانی واقعبینانه برای این کار تعیین کنیم.
the timeframe for the delivery is crucial for our planning.
بازه زمانی تحویل برای برنامه ریزی ما بسیار مهم است.
can we adjust the timeframe to accommodate unforeseen delays?
آیا میتوانیم بازه زمانی را برای جبران تأخیرهای پیشبینی نشده تنظیم کنیم؟
they set a tight timeframe to finish the renovations.
آنها برای اتمام بازسازی یک بازه زمانی محدود تعیین کردند.
understanding the timeframe helps in managing expectations.
درک بازه زمانی به مدیریت انتظارات کمک می کند.
the team is working hard to meet the agreed-upon timeframe.
تیم سخت تلاش می کند تا بازه زمانی توافق شده را رعایت کند.
we need to review the timeframe before proceeding with the plan.
ما باید قبل از ادامه طرح، بازه زمانی را بررسی کنیم.
she outlined the timeframe for each phase of the project.
او بازه زمانی هر فاز از پروژه را مشخص کرد.
adjusting the timeframe can lead to better outcomes.
تنظیم بازه زمانی می تواند منجر به نتایج بهتری شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید