I haven't heard a tithe of it.
من حتی ذرهای از آن نشنیدهام.
he hadn't said a tithe of the prayers he knew.
او حتی یک دهم از نمازهایی که می دانست را هم نگفته بود.
tithes were commuted into an annual sum varying with the price of corn.
عشریهها به یک مبلغ سالانه تبدیل شدند که با قیمت ذرت متفاوت بود.
he tithes 10 per cent of his income to the Church.
او ۱۰ درصد از درآمد خود را به کلیسا اهدا میکند.
Many religious people tithe 10% of their income to the church.
بسیاری از افراد مذهبی ۱۰٪ از درآمد خود را به کلیسا اهدا میکنند.
It is traditional to tithe a portion of your harvest to the community.
بر اساس سنت، قسمتی از برداشت خود را به جامعه اهدا میکنند.
Some people tithe their time by volunteering at local charities.
برخی افراد با داوطلب شدن در خیریههای محلی، وقت خود را اهدا میکنند.
The farmer decided to tithe a tenth of his crops to those in need.
کشاورز تصمیم گرفت یک دهم از محصولات خود را به نیازمندان اهدا کند.
She chose to tithe her skills by teaching free classes to underprivileged children.
او تصمیم گرفت با آموزش کلاسهای رایگان به کودکان محروم، مهارتهای خود را اهدا کند.
In some cultures, it is customary to tithe a portion of your wealth to support the community.
در برخی فرهنگها، رسم است که قسمتی از ثروت خود را برای حمایت از جامعه اهدا کنند.
The family decided to tithe a portion of their inheritance to a local charity.
خانواده تصمیم گرفت قسمتی از ارثیه خود را به یک خیریه محلی اهدا کند.
He faithfully tithes his income to his church every month.
او هر ماه به طور مداوم درآمد خود را به کلیسای خود اهدا میکند.
The organization encourages members to tithe their talents to help others in need.
این سازمان از اعضا میخواهد تا استعدادهای خود را به کمک به دیگران اهدا کنند.
Tithing is seen as a way to give back and support the community.
اهدای عشر به عنوان راهی برای بازپرداخت و حمایت از جامعه دیده میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید