tenth

[ایالات متحده]/tenθ/
[بریتانیا]/tɛnθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. & adv. در موقعیت یا رتبه شماره ده از ده قسمت یا تقسیمات
pron. & n. شماره یا موقعیتی که شماره ده از ده قسمت یا تقسیمات است

عبارات و ترکیب‌ها

the tenth day

دهمین روز

the tenth month

دهمین ماه

the tenth anniversary

سالگرد دهم

the tenth chapter

فصل دهم

the tenth position

موقعیت دهم

nine tenths

نه دهم

جملات نمونه

A dime is a tenth of a dollar.

یک دایم، یک دهم دلار است.

the hypothetical tenth planet.

سیاره‌ی دهم فرضی

a tenth of a litre.

یک دهم لیتر

the tenth day of the strike

روز دهم اعتصاب

the tenth of September.

دهم سپتامبر

the tenth-floor locker room.

اتاق رختکن طبقه دهم

two several tenths of a volt

دو چند دهک ولت

There was ten tenths cloud at that time.

در آن زمان ده دهم ابر وجود داشت.

Scale the model to be one tenth of actual size.

مدل را طوری مقیاس کنید که یک دهم اندازه واقعی باشد.

The Parliament was prorogued to the tenth of February.

پارلمان تا دهم فوریه به تعلیق درآمد.

He was down on all cards at the middle of the tenth round.

او در میانه دور دهم در همه کارت ها پایین بود.

he even forgot our tenth anniversary!.

حتی سالگرد دهم ما را هم فراموش کرد!

I flunked biology in the tenth grade.

من در پایه دهم در امتحان بیولوژی مردود شدم.

your letter of the tenth ult.

نامه شما از دهم ماه گذشته

He plunged from a tenth floor window.

او از پنجره طبقه دهم سقوط کرد.

a tenth of state companies have been touched by privatization.

یک دهم شرکت های دولتی تحت تأثیر خصوصی سازی قرار گرفته اند.

The tenth pressgang with 9:0 win the Zaire team team then;

دهمین گروه فشار با پیروزی 9:0 تیم زائر آنگاه;

The elevator broke down and we had to walk up the tenth floor.

آسانسور خراب شد و مجبور شدیم تا طبقه دهم پیاده روی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید