beg for alms
گدایی کردن
alms giving ceremony
جشن اهدای صدقه
charity alms
صدقات خیریه
alms bowl
کوزه صدقه
religious alms
صدقه مذهبی
she gave alms to the beggar.
او صدقه به گدا داد.
the temple received many alms during the festival.
معبد در طول جشنواره صدقه های زیادی دریافت کرد.
he was known for his generosity in giving alms.
او به خاطر سخاوتش در دادن صدقات مشهور بود.
the act of giving alms is a noble one.
عمل دادن صدقه یک عمل نجیب است.
alms are often given to those in need.
صدقات اغلب به نیازمندان داده می شود.
she collected alms for the local charity.
او برای خیریه محلی صدقه جمع کرد.
the monks lived on alms given by devotees.
راهبان از صدقاتی که توسط شیفتگان داده می شد زندگی می کردند.
he made a donation of alms to the orphanage.
او به یتیم خانه صدقه اهدا کرد.
the tradition of giving alms has been around for centuries.
رسوم دادن صدقه قرن هاست که وجود دارد.
giving alms is a way to show compassion.
دادن صدقه راهی برای نشان دادن شفقت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید