set the tone
فضاسازی
tone of voice
لحن صدا
shifting tones
تغییر لحنها
in tones
در لحنها
warm tones
لحنهای گرم
cool tones
لحنهای خنک
set tones
لحنهای تنظیم شده
dark tones
لحنهای تیره
light tones
لحنهای روشن
tone down
کاهش دادن
the speaker used sarcastic tones to deliver the bad news.
سخنروس از لحن طعنهآمیز برای انتقال اخبار بد استفاده کرد.
her soothing tones calmed the crying baby.
لحن آرامشبخش او گریه نوزاد را آرام کرد.
he detected a worried tone in her voice.
او یک لحن نگران را در صدای او تشخیص داد.
the music had a playful and upbeat tone.
موسیقی حال و هوای بازیگوشانه و شاداب داشت.
the lawyer maintained a professional tone throughout the negotiation.
وکیل در طول مذاکره لحن حرفهای خود را حفظ کرد.
the article's tone was formal and academic.
لحن مقاله رسمی و علمی بود.
i could hear the frustration in his tones.
من میتوانستم ناامیدی را در لحن او بشنوم.
the news report adopted a serious tone.
گزارش اخبار لحن جدی را اتخاذ کرد.
she shifted her tones to express sympathy.
او لحن خود را تغییر داد تا همدلی خود را بیان کند.
the author's tones were often humorous.
لحن نویسنده اغلب خندهدار بود.
the debate featured passionate tones from both sides.
بحث با لحنهای پرشور از هر دو طرف همراه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید