unbundle

[ایالات متحده]/ʌnˈbʌndəl/
[بریتانیا]/ʌnˈbʌndəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. قیمت‌گذاری اجزای یک معامله بسته به‌طور جداگانه
vt. طبقه‌بندی و معامله محصولات یا خدمات مختلف

عبارات و ترکیب‌ها

unbundle services

باز کردن خدمات

unbundle products

باز کردن محصولات

unbundle pricing

باز کردن قیمت‌گذاری

unbundle options

باز کردن گزینه‌ها

unbundle features

باز کردن ویژگی‌ها

unbundle packages

باز کردن بسته‌ها

unbundle content

باز کردن محتوا

unbundle assets

باز کردن دارایی‌ها

unbundle data

باز کردن داده‌ها

unbundle subscriptions

باز کردن اشتراک‌ها

جملات نمونه

we need to unbundle the services to offer better pricing.

ما نیاز داریم خدمات را باز کنیم تا قیمت‌گذاری بهتری ارائه دهیم.

it's time to unbundle the package for individual sales.

وقت آن رسیده است که بسته‌ها را برای فروش جداگانه باز کنیم.

unbundle the features to improve customer choice.

ویژگی‌ها را باز کنید تا انتخاب مشتری را بهبود بخشید.

they decided to unbundle the software into separate modules.

آنها تصمیم گرفتند نرم‌افزار را به ماژول‌های جداگانه باز کنند.

unbundling the products can attract a wider audience.

باز کردن بسته‌بندی محصولات می‌تواند مخاطبان گسترده‌تری را جذب کند.

to reduce costs, we should unbundle the components.

برای کاهش هزینه‌ها، باید اجزا را باز کنیم.

unbundle the curriculum to allow for more flexibility.

برنامه درسی را باز کنید تا انعطاف‌پذیری بیشتری فراهم شود.

the company plans to unbundle its subscription services.

شرکت قصد دارد خدمات اشتراک خود را باز کند.

we should unbundle the pricing to enhance transparency.

ما باید قیمت‌گذاری را باز کنیم تا شفافیت را افزایش دهیم.

unbundling the data packages can help users save money.

باز کردن بسته‌بندی بسته‌های داده می‌تواند به کاربران کمک کند تا در هزینه صرفه‌جویی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید