decompose

[ایالات متحده]/ˌdiːkəmˈpəʊz/
[بریتانیا]/ˌdiːkəmˈpoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. (باعث چیزی شود) پوسیدن یا خراب شدن
vt. تجزیه کردن (یک ماده، نور، و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

decompose into

تجزیه به

جملات نمونه

many chemicals decompose rapidly under high temperature.

بسیاری از مواد شیمیایی در دمای بالا به سرعت تجزیه می شوند.

The eggs began to decompose after a day in the sun.

تخم ها پس از یک روز در آفتاب شروع به تجزیه کردند.

You can apply heat to decompose organic compounds.

می توانید از گرما برای تجزیه ترکیبات آلی استفاده کنید.

Most animals decompose very quickly after death.

اکثر حیوانات پس از مرگ خیلی سریع تجزیه می شوند.

dead plant matter can be completely decomposed by micro-organisms.

مواد گیاهی مرده می تواند به طور کامل توسط میکروارگانیسم ها تجزیه شود.

It is decomposed to sodium fluoride and silicon tetrafluoride by heating to300℃.It is toxic.

با حرارت دادن تا 300 درجه سانتیگراد به فلوراید سدیم و تترا فلورید سیلیکون تجزیه می شود. این ماده سمی است.

A liquid is decomposed when an electric current passes through it.

هنگامی که یک جریان الکتریکی از آن عبور می کند، یک مایع تجزیه می شود.

Small molecular reaction include diazonium salts, initiator decompose free radicals, carbene free radicals, and nitrene free radicals.

واکنش های مولکولی کوچک شامل نمک های دیازونیوم، آغازگرهای تجزیه رادیکال های آزاد، رادیکال های آزاد کربن و رادیکال های آزاد نیترن هستند.

After being smelted with fire assay and enriched with cupellation method,the precious metal is decomposed with chloroazotic acid.

پس از ذوب کردن با روش آزمایش آتش و غنی‌سازی با روش کپسولاسیون، فلز گرانبها با اسید کلروآزوتیک تجزیه می‌شود.

The Papain is able to decompose protein into amino acid whereas Lipase has high decomposability to fattiness;hence it is helpful for obesity on weight reducing.

پاپین قادر است پروتئین را به اسید آمینه تجزیه کند، در حالی که لیپاز قابلیت تجزیه بالایی به چربی دارد؛ بنابراین، برای کاهش وزن مفید است.

The results showed that the strain of 6600 had the highest ability to decompose stumps and certain nematicidal effects on PWN.

نتایج نشان داد که سویه 6600 بالاترین توانایی را برای تجزیه كنده ها و اثرات خاص كشنده حركتی بر روی PWN دارد.

As a new technology of organic pollutant degradation, the photocalalytic method, which effectively decomposes nondegradable pollutants, is becoming increasingly important in wastewater treatment.

به عنوان یک فناوری جدید برای تجزیه آلاینده های آلی، روش فوتوکاتالیستی که به طور موثر آلاینده های غیرقابل تجزیه را تجزیه می کند، به طور فزاینده ای در تصفیه فاضلاب مهم شده است.

The sample was molten and decomposed with sodium peroxide,leached and acidified with hot water and constant-volumed.

نمونه ذوب شد و با پراکسید سدیم تجزیه شد، با آب داغ شسته و اسیدی شد و حجم ثابتی داشت.

Abstract : Microwave-assisted chemical functionalization of single-walled carbon nanotubes, with undecyl groups decomposed from lauroyl peroxides was reported.

چکیده: گزارش شد که عملکرد شیمیایی نانولوله های کربنی تک دیواره با کمک امواج میکروویو، با استفاده از گروه های اوندسیل که از پراکسیدهای لورویل تجزیه شده اند.

The apotropaic remedy used to kill the vampire was to exhume the body of the supposed vampire and, if the body was un-decomposed, remove and burn the blood-filled heart or the entire body.

درمان دفعی که برای کشتن خون آشام استفاده می شد، بیرون آوردن جسد خون آشام فرضی و در صورت عدم تجزیه جسد، خارج کردن و سوزاندن قلب پر خون یا کل جسد بود.

نمونه‌های واقعی

The organic matter may partially decompose, using up the dissolved oxygen in the sediment.

مواد آلی ممکن است تا حدی تجزیه شوند و اکسیژن محلول در رسوبات را مصرف کنند.

منبع: Master TOEFL Vocabulary in 7 Days

The newspapers particularly might have deteriorated, decayed or decomposed over time.

روزنامه‌ها به ویژه ممکن است در طول زمان دچار فرسودگی، پوسیدگی یا تجزیه شده باشند.

منبع: 6 Minute English

The pathologist could not estimate at time since death, the body was highly decomposed.

پاتولوژیست نتوانست زمان مرگ را تخمین بزند، جسد به شدت تجزیه شده بود.

منبع: Connection Magazine

Your chickens are going to come and help, you know, decompose that food.

مرغ‌های شما می‌آیند و کمک می‌کنند، می‌دانید، آن غذا را تجزیه می‌کنند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Might wanna just try waiting for it to decompose?

شاید بخواهید فقط صبر کنید تا تجزیه شود؟

منبع: Scishow Selected Series

That way they can decompose in the natural way.

به این ترتیب آنها می‌توانند به روش طبیعی تجزیه شوند.

منبع: VOA Special September 2016 Collection

Some fungi help dead things decompose, releasing nutrients.

برخی قارچ‌ها به تجزیه مواد مرده کمک می‌کنند و مواد مغذی آزاد می‌کنند.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

But eventually my body will decompose.

اما در نهایت بدن من تجزیه خواهد شد.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

It'll decompose just from being wet.

فقط به دلیل خیس بودن تجزیه خواهد شد.

منبع: Connection Magazine

One big source of methane is organic matter decomposing in landfills.

یکی از منابع اصلی متان، مواد آلی در حال تجزیه در محل‌های دفن زباله است.

منبع: WIL Life Revelation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید