undo

[ایالات متحده]/ʌnˈduː/
[بریتانیا]/ʌnˈduː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باز کردن; لغو کردن; نابود کردن; مختل کردن
vi. لغو کردن

عبارات و ترکیب‌ها

undo changes

بازگشت تغییرات

undo action

بازگشت عمل

undo delete

بازگشت حذف

جملات نمونه

Can you undo this knot?

آیا می توانید این گره را باز کنید؟

nor God nor demon can undo the done.

نه خدا و نه شیطان نمی توانند آنچه انجام شده را جبران کنند.

there wasn't any way Evelyn could undo the damage.

راهی برای جبران خسارت وارد شده به اویالین وجود نداشت.

Iago's hatred of women undoes him.

نفرت ایگو از زنان او را نابود می‌کند.

impossible to undo the suffering caused by the war.

امکان جبران رنج ناشی از جنگ وجود نداشت.

His pride will undo him some day.

غرور او روزی او را نابود خواهد کرد.

The new president spent the first year undoing the work of his predecessor.

رئیس‌جمهور جدید سال اول را صرف لغو کارهای رئیس‌جمهور قبلی خود کرد.

She prepared to undo the band of cloth around his arm which had served as tourniquet.

او برای باز کردن پارچه‌ای که به دور بازوی او بسته شده بود و به عنوان تورنیکت عمل می‌کرد، آماده شد.

She has invented a nifty little gadget for undoing stubborn nuts and bolts.

او یک وسیله کوچک و هوشمندانه برای باز کردن مهره ها و پیچ های سرسخت اختراع کرده است.

An Analysis of the Coherence between the "Nondirective Therapy" and "Undo Thought" from the Viewpoint of Humanity

تحلیلی از انسجام بین "درمان غیرمستقیم" و "بازگشت به فکر" از منظر انسانی

An Analysis of the Coherence between the "Nondirective Therapy" and "Undo Thought" from the Viewpoint of Goal-pursuit

تحلیلی از انسجام بین "درمان غیرمستقیم" و "بازگشت به فکر" از منظر تعقیب هدف

He ran round behind the house, intending to undo the rope in order to let fall the pailful of water upon Tommy Brock.

او دور خانه دوید، با این قصد که طناب را باز کند تا سطل پر از آب بر سر تامی بروک بریزد.

So that great representative of the interests of the common people was the undoer of her—a self-confessed washerwoman's daughter.

بنابراین، آن نماینده بزرگ منافع مردم عادی، عامل نابودی او بود - دختری که خود را دختر یک زن لباسشویی معرفی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید