underscored

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈskɔːd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈskɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را زیر یک خط کشیدن؛ بر چیزی تأکید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

underscored importance

اهمیت برجسته

underscored need

نیاز برجسته

underscored point

نقطه برجسته

underscored message

پیام برجسته

underscored role

نقش برجسته

underscored value

ارزش برجسته

underscored significance

اهمیت برجسته

underscored concept

مفهوم برجسته

underscored fact

واقعیت برجسته

جملات نمونه

the teacher underscored the importance of studying hard.

معلم بر اهمیت تلاش کردن و درس خواندن تاکید کرد.

his speech underscored the need for unity in the community.

سخنرانی او بر لزوم وحدت در جامعه تاکید داشت.

the report underscored several key findings from the research.

گزارش چندین یافته کلیدی از تحقیقات را مورد تاکید قرار داد.

she underscored her commitment to the project during the meeting.

او در طول جلسه تعهد خود به پروژه را مورد تاکید قرار داد.

the article underscored the effects of climate change on wildlife.

مقاله اثرات تغییرات آب و هوایی بر حیات وحش را مورد تاکید قرار داد.

he underscored the risks associated with the investment.

او خطرات مرتبط با سرمایه گذاری را مورد تاکید قرار داد.

the documentary underscored the challenges faced by refugees.

مستند چالش‌هایی را که پناهندگان با آن روبرو هستند مورد تاکید قرار داد.

her actions underscored the values of honesty and integrity.

اقدامات او ارزش‌های صداقت و یکپارچگی را مورد تاکید قرار داد.

the study underscored the importance of early childhood education.

تحقیقات بر اهمیت آموزش در دوران کودکی تاکید داشت.

he underscored the need for better communication within the team.

او بر لزوم برقراری ارتباط بهتر در داخل تیم تاکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید