unfound

[ایالات متحده]/ʌnˈfaʊnd/
[بریتانیا]/ʌnˈfaʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کشف نشده یا پیدا نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unfound evidence

شواهد یافت نشده

unfound treasure

گنجویاب‌نشده

unfound solutions

راه حل‌های یافت نشده

unfound problems

مشکلات یافت نشده

unfound resources

منابع یافت نشده

unfound dreams

رویاهای یافت نشده

unfound answers

پاسخ‌های یافت نشده

unfound paths

مسیرهای یافت نشده

unfound potential

ظرفیت‌های یافت نشده

unfound opportunities

فرصت‌های یافت نشده

جملات نمونه

the treasure remained unfound despite extensive searches.

گنج با وجود جستجوهای گسترده، پیدا نشد.

many species of plants are still unfound in the rainforest.

بسیاری از گونه‌های گیاهی هنوز در جنگل بارانی پیدا نشده‌اند.

the missing documents were unfound even after the investigation.

اسناد مفقود شده حتی پس از تحقیقات پیدا نشدند.

his true potential remains unfound by his teachers.

پتانسیل واقعی او هنوز توسط معلمانش کشف نشده است.

some answers to the questions remain unfound.

برخی از پاسخ‌های سؤالات هنوز پیدا نشده‌اند.

many ancient artifacts are still unfound in archaeological sites.

بسیاری از آثار باستانی هنوز در محل‌های باستان‌شناسی پیدا نشده‌اند.

the cause of the accident remains unfound.

علت حادثه هنوز پیدا نشده است.

several clues in the case were unfound by the detectives.

چند سرنخ در این پرونده توسط کارآگاهان پیدا نشد.

the lost city is still unfound in the desert.

شهر گمشده هنوز در صحرا پیدا نشده است.

her talent for music was unfound until she joined the choir.

استعداد او در موسیقی تا زمانی که به گروه کر پیوست کشف نشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید