found

[ایالات متحده]/faʊnd/
[بریتانیا]/faʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تأسیس، راه‌اندازی؛ آغاز کردن
v. بنیان‌گذاری

عبارات و ترکیب‌ها

found guilty

گناهکار شناخته شد

found a solution

حل مشکل پیدا شد

found out

کشف کرد

found on

یافت شده در

lost and found

گم و پیدا

file not found

فایل یافت نشد

be found guilty

گناهکار شناخته شود

found upon

یافته بر

then he found

سپس او پیدا کرد

جملات نمونه

found the money by economizing.

پول را با صرفه‌جویی پیدا کرد.

The jury found for the defendant.

هیئت منصفه به نفع متهم رای داد.

The difference is found by subtraction.

تفاوت با تفریق به دست می‌آید.

A bomb found him.

یک بمب او را پیدا کرد.

found a place in the company.

یک جایگاه در شرکت پیدا کرد.

found it somewhere in the woods.

آن را در جایی در جنگل پیدا کرد.

found a bolthole in the fencing.

یک پناهگاه در حصارها پیدا کرد.

They found an icon in the monastery.

یک نماد در صومعه پیدا کردند.

He found a job as a keeper.

او به عنوان نگهبان شغلی پیدا کرد.

They have found prehistoric remains.

آنها بقایای پیش از تاریخ را پیدا کرده‌اند.

found the hidden leak in the pipe.

نشت پنهان را در لوله پیدا کرد.

found my voice and replied.

صدایم را پیدا کردم و پاسخ دادم.

the Council found him an annoyance.

شورا او را آزاردهنده یافت.

he couldn't be found anywhere.

او در هیچ کجا پیدا نشد.

found a theory on firm evidence.

یک نظریه را بر اساس شواهد محکم یافت.

There is much good to be found in people.

خوب زیادی در مردم وجود دارد که می‌توان یافت.

I found the courage to speak.

من شجاعتی برای صحبت کردن پیدا کردم.

He himself found the courage.

او خودش شجاعت را پیدا کرد.

نمونه‌های واقعی

It was a stray cat that I found.

من یک گربه ولگرد پیدا کردم.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

There, I found it, I found the treasure box.

آنجا، آن را پیدا کردم، من جعبه گنج را پیدا کردم.

منبع: Blue little koala

By the way, Tom, have you found your accommodation yet?

در ضمن، تام، آیا هنوز محل اقامت خود را پیدا کرده اید؟

منبع: IELTS Listening

The clerics' driver was later found dead.

راننده روحانیون بعداً مرده پیدا شد.

منبع: VOA Daily Standard September 2019 Collection

Smaller grazers are still found here, too.

چندگان کوچکتر نیز هنوز در اینجا یافت می شوند.

منبع: North American Great Plains - Wild New World

Our team had really found its groove.

تیم ما واقعاً ریتم خود را پیدا کرده بود.

منبع: Modern Family Season 6

We're going to leave the world better than we found it.

ما دنیایی بهتر از آنچه که پیدا کردیم، ترک خواهیم کرد.

منبع: Game of Thrones Season 6

There are almost definitely fascinating fossils to be found here.

تقریباً مطمئناً فسیل های جالب برای یافتن در اینجا وجود دارد.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2019 Collection

All the answers will be found within.

تمام پاسخ ها در اینجا یافت خواهد شد.

منبع: Kung Fu Panda 3

But that promise has been found wanting.

اما آن وعده ناامیدکننده بوده است.

منبع: 2022 Graduate School Entrance Examination English Reading Actual Questions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید