unpresented

[ایالات متحده]/ʌnprɪˈzɛntɪd/
[بریتانیا]/ʌnprɪˈzɛntɪd/

ترجمه

adj. ارائه نشده یا ارائه نگردیده

عبارات و ترکیب‌ها

unpresented checks

چک‌های تسویه نشده

unpresented invoices

صورت‌حساب‌های تسویه نشده

unpresented evidence

دلایل تسویه نشده

unpresented claims

ادعاهای تسویه نشده

unpresented documents

اسناد تسویه نشده

unpresented items

موارد تسویه نشده

unpresented transactions

تراکنش‌های تسویه نشده

unpresented orders

سفارش‌های تسویه نشده

unpresented applications

درخواست‌های تسویه نشده

unpresented proposals

پیشنهادهای تسویه نشده

جملات نمونه

his unpresented ideas sparked a lot of interest in the meeting.

ایده‌های بی‌سابقه او باعث ایجاد علاقه زیادی در جلسه شد.

the artist's unpresented work was finally revealed to the public.

اثر بی‌سابقه هنرمند سرانجام برای عموم مردم آشکار شد.

she had an unpresented talent for music that surprised everyone.

او استعداد بی‌نظیری در موسیقی داشت که همه را شگفت‌زده کرد.

his unpresented achievements deserve more recognition.

دستاوردهای بی‌سابقه او شایسته توجه بیشتری است.

the unpresented results of the experiment were shocking.

نتایج بی‌سابقه آزمایش بسیار تکان‌دهنده بودند.

we need to discuss the unpresented challenges in our project.

ما باید چالش‌های بی‌سابقه در پروژه خود را مورد بحث قرار دهیم.

her unpresented opinions on the matter were finally heard.

نظرات بی‌سابقه او در مورد این موضوع سرانجام شنیده شد.

the unpresented data could change our understanding of the issue.

داده‌های بی‌سابقه می‌توانند درک ما از این موضوع را تغییر دهند.

he had an unpresented passion for photography that he never shared.

او شور و اشتیاق بی‌نظیری به عکاسی داشت که هرگز به اشتراک نگذاشت.

the unpresented risks of the investment were alarming.

خطرات بی‌سابقه سرمایه‌گذاری نگران‌کننده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید