shown

[ایالات متحده]/ʃəʊn/
[بریتانیا]/ʃoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل گذشته participle از show; برای فاش کردن; برای دادن; برای توضیح دادن

عبارات و ترکیب‌ها

as shown

همانطور که نشان داده شده است

clearly shown

به وضوح نشان داده شده است

previously shown

قبلاً نشان داده شده است

not shown

نشان داده نشده است

shown here

اینجا نشان داده شده است

shown above

بالا نشان داده شده است

shown below

پایین نشان داده شده است

shown clearly

به وضوح نشان داده شده است

shown in

در نشان داده شده است

shown by

توسط نشان داده شده است

جملات نمونه

the results shown in the report are promising.

نتایج نشان داده شده در گزارش امیدوار کننده هستند.

the graph shown illustrates the sales trends.

نمودار نشان داده شده روند فروش را نشان می دهد.

she has shown great improvement in her studies.

او پیشرفت چشمگیری در تحصیلات خود نشان داده است.

the video shown was very informative.

ویدئوی نشان داده شده بسیار آموزنده بود.

the data shown supports our hypothesis.

داده های نشان داده شده از فرضیه ما پشتیبانی می کنند.

the features shown in the presentation are innovative.

ویژگی های نشان داده شده در ارائه نوآورانه هستند.

the changes shown in the design are significant.

تغییرات نشان داده شده در طراحی قابل توجه هستند.

the statistics shown reveal a clear trend.

آمار نشان داده شده یک روند آشکار را نشان می دهد.

he has shown interest in joining the club.

او علاقه مند به پیوستن به باشگاه نشان داده است.

the options shown are available for selection.

گزینه های نشان داده شده برای انتخاب در دسترس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید