untag me
حذف برچسب من
untag yourself
برچسب خود را حذف کن
untag him
برچسب او را حذف کن
untag her
برچسب او را حذف کن
untag us
برچسب ما را حذف کن
untag them
برچسب آنها را حذف کن
untag this photo
حذف برچسب این عکس
untag that post
حذف برچسب آن پست
untagged photos
عکسهای بدون برچسب
untagging photos
حذف برچسب از عکسها
please untag me from that photo.
لطفا من را از آن عکس خارج کن.
can you untag your ex from the post?
میتوانی او را از آن پست خارج کنی؟
i forgot to untag myself before sharing it.
من فراموش کردم قبل از اشتراکگذاری خودم را خارج کنم.
she asked me to untag her from the embarrassing picture.
از من خواست که او را از آن عکس خجاوتموز خارج کنم.
he quickly untagged his coworker to avoid trouble.
او به سرعت همکارش را خارج کرد تا از دردسر جلوگیری کند.
if you untag him, the notification will stop.
اگر او را خارج کنی، اعلان متوقف میشود.
i’ll untag everyone so the thread stays private.
من همه را خارج میکنم تا موضوع خصوصی بماند.
they untagged the location to protect their privacy.
آنها مکان را خارج کردند تا از حریم خصوصی خود محافظت کنند.
could you untag the brand from the caption?
میتوانی برند را از زیرنویس خارج کنی؟
after the argument, he untagged her and deleted the comment.
بعد از بحث، او او را خارج کرد و نظر را حذف کرد.
i untagged my friends to keep the post low key.
من دوستانم را خارج کردم تا پست را آرام نگه دارم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید