untag

[ایالات متحده]/ˌʌnˈtæɡ/
[بریتانیا]/ˌʌnˈtæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حذف یک برچسب یا برچسب از چیزی؛ حذف یک برچسب (فراداده) از یک مورد دیجیتالی مانند یک عکس یا پست؛ حذف یک برچسب از یک شخص یا حساب در یک پست رسانه اجتماعی

عبارات و ترکیب‌ها

untag me

حذف برچسب من

untag yourself

برچسب خود را حذف کن

untag him

برچسب او را حذف کن

untag her

برچسب او را حذف کن

untag us

برچسب ما را حذف کن

untag them

برچسب آن‌ها را حذف کن

untag this photo

حذف برچسب این عکس

untag that post

حذف برچسب آن پست

untagged photos

عکس‌های بدون برچسب

untagging photos

حذف برچسب از عکس‌ها

جملات نمونه

please untag me from that photo.

لطفا من را از آن عکس خارج کن.

can you untag your ex from the post?

می‌توانی او را از آن پست خارج کنی؟

i forgot to untag myself before sharing it.

من فراموش کردم قبل از اشتراک‌گذاری خودم را خارج کنم.

she asked me to untag her from the embarrassing picture.

از من خواست که او را از آن عکس خجاوتموز خارج کنم.

he quickly untagged his coworker to avoid trouble.

او به سرعت همکارش را خارج کرد تا از دردسر جلوگیری کند.

if you untag him, the notification will stop.

اگر او را خارج کنی، اعلان متوقف می‌شود.

i’ll untag everyone so the thread stays private.

من همه را خارج می‌کنم تا موضوع خصوصی بماند.

they untagged the location to protect their privacy.

آن‌ها مکان را خارج کردند تا از حریم خصوصی خود محافظت کنند.

could you untag the brand from the caption?

می‌توانی برند را از زیرنویس خارج کنی؟

after the argument, he untagged her and deleted the comment.

بعد از بحث، او او را خارج کرد و نظر را حذف کرد.

i untagged my friends to keep the post low key.

من دوستانم را خارج کردم تا پست را آرام نگه دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید