vaunting

[ایالات متحده]/ˈvɔːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvɔːntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خودستایی; متکبر
n. خودستایی

عبارات و ترکیب‌ها

vaunting achievements

دستاوردهای خودنمایی

vaunting skills

مهارت‌های خودنمایی

vaunting pride

غرور خودنمایی

vaunting success

موفقیت خودنمایی

vaunting talents

استعدادهای خودنمایی

vaunting reputation

شهرت خودنمایی

vaunting glory

جلال خودنمایی

vaunting wealth

ثروت خودنمایی

vaunting power

قدرت خودنمایی

vaunting influence

نفوذ خودنمایی

جملات نمونه

he was vaunting his achievements to everyone at the party.

او دستاورد‌های خود را به همه در مهمانی می‌گفت.

the athlete is vaunting his record-breaking performance.

ورزشکار در حال به رخ کشیدن عملکرد رکوردشکن خود است.

she couldn't stop vaunting her new promotion at work.

او نمی‌توانست از به رخ کشیدن ارتقای شغلی جدید خود در محل کار دست نکشد.

vaunting his skills, he applied for the top position.

با به رخ کشیدن مهارت‌های خود، برای موقعیت برتر درخواست داد.

they were vaunting their luxury lifestyle on social media.

آنها سبک زندگی لوکس خود را در رسانه‌های اجتماعی به رخ می‌کشیدند.

the ceo was vaunting the company's success during the meeting.

مدیرعامل در طول جلسه موفقیت شرکت را به رخ می‌کشید.

vaunting about his travels, he captivated the audience.

با به رخ کشیدن سفر‌هایش، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she often finds herself vaunting her artistic talents.

او اغلب خود را در حال به رخ کشیدن استعدادهای هنری خود می‌یابد.

he is known for vaunting his connections in the industry.

او به خاطر به رخ کشیدن ارتباطات خود در صنعت شناخته شده است.

vaunting one's wealth can often lead to envy.

به رخ کشیدن ثروت اغلب می‌تواند منجر به حسادت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید