swaggering attitude
حضور با اعتماد به نفس
swaggering walk
قدمهای با اعتماد به نفس
swaggering style
سبک با اعتماد به نفس
swaggering confidence
اعتماد به نفس فراوان
swaggering presence
حضور با اعتماد به نفس
swaggering behavior
رفتار با اعتماد به نفس
swaggering charm
جاذبه با اعتماد به نفس
swaggering demeanor
ظاهر با اعتماد به نفس
swaggering pride
غرور با اعتماد به نفس
swaggering flair
ظرافت با اعتماد به نفس
he walked into the room, swaggering with confidence.
او با اعتماد به نفس وارد اتاق شد، با اعتماد قدم میزد.
she had a swaggering attitude that turned heads.
او رفتاری مغرانه داشت که توجهها را به خود جلب میکرد.
the team celebrated their victory, swaggering around the field.
تیم پیروزی خود را جشن گرفت و با اعتماد در زمین قدم زد.
his swaggering personality made him popular at parties.
شخصیت مغرور او باعث محبوبیتش در مهمانیها شد.
the actor arrived at the premiere, swaggering down the red carpet.
بازیگر در اکران وارد شد و با اعتماد روی فرش قرمز قدم زد.
they entered the bar, swaggering like they owned the place.
آنها وارد بار شدند و گویی متعلق به آنجا بودند، با اعتماد قدم زدند.
with a swaggering grin, he told his story to the crowd.
با لبخندی مغرور، داستان خود را برای جمعیت تعریف کرد.
the politician was known for his swaggering speeches.
سیاستمدان به خاطر سخنرانیهای مغرانه خود شناخته میشدند.
she walked with a swaggering gait that exuded self-assurance.
او با گامهایی مغرانه قدم میزد که اعتماد به نفس او را نشان میداد.
his swaggering style of dress made him stand out in the crowd.
سبک پوشش مغرانه او باعث میشد در میان جمعیت خود را نشان دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید