exercise volition
اجرای اراده
act of volition
عمل اراده
lack of volition
نبود اراده
freedom of volition
آزادی اراده
volitional control
کنترل ارادی
by one’s own volition
به اراده خود
without conscious volition she backed into her office.
بدون اراده آگاهانه، او به طور ناخودآگاه وارد دفتر خود شد.
She made the decision to quit her job of her own volition.
او تصمیم گرفت شغل خود را با اراده خود ترک کند.
The students participated in the project of their own volition.
دانشجویان با اراده خود در پروژه شرکت کردند.
He acted of his own volition, without being pressured.
او با اراده خود عمل کرد، بدون اینکه تحت فشار قرار گیرد.
The donation was made out of volition, not obligation.
این کمک داوطلبانه انجام شد، نه به دلیل اجبار.
We should respect people's volition and choices.
ما باید به اراده و انتخاب های مردم احترام بگذاریم.
The decision to move abroad was made by him with full volition.
تصمیم به مهاجرت خارج از کشور را او با اراده کامل اتخاذ کرد.
She followed her dreams with unwavering volition.
او با اراده ای استوار به دنبال رویاهای خود رفت.
The agreement was reached through mutual volition.
توافق از طریق اراده متقابل حاصل شد.
He joined the club not out of obligation but out of volition.
او به دلیل اجبار نه، بلکه به دلیل اراده خود به باشگاه پیوست.
The team members worked together with a shared volition to succeed.
اعضای تیم با اراده ای مشترک برای موفقیت با هم همکاری کردند.
They have, in other words, given them volition.
آنها در واقع به آنها اراده داده اند.
منبع: The Economist - Technology23% dropped out of their own volition and 21% were removed for a mixture of medical, safety and performance reasons.
23 درصد به تنهایی از اراده خود کنار گذاشته شدند و 21 درصد به دلایل مختلف پزشکی، ایمنی و عملکرد حذف شدند.
منبع: The Economist (Summary)You should've just gone out on your own volition.
شما باید فقط به تنهایی و با اراده خود بیرون میرفتید.
منبع: MBTI Personality Types GuideAnd this is something that I will continue to do of my own volition.
و این چیزی است که من به انجام آن با اراده خود ادامه خواهم داد.
منبع: Radio LaboratoryThey had strong volition even as a volatile volcano.
حتی در حالی که یک آتشفشان ناپایدار بودند، آنها اراده قوی داشتند.
منبع: Pan PanThis is something I did of my own volition, and something I deeply want to do.
این کاری بود که من با اراده خود انجام دادم و کاری که عمیقاً میخواهم انجام دهم.
منبع: Radio Laboratory" Would it surprise you if your arm raised itself from the table without any volition of yours" ?
آیا تعجب می کنید اگر بازوی شما بدون هیچ اراده ای از روی میز بلند شود؟
منبع: Blade (Part Two)Of his own volition he had become a beast, a beast he had lived, a beast he would die.
او با اراده خود به یک حیوان تبدیل شده بود، حیوانی که زندگی کرده بود، حیوانی که می میرد.
منبع: Son of Mount Tai (Part 2)Okay, if you're not gonna go out on your own volition, I'm gonna have to give you a little pushy-push.
باشه، اگه نخوای با اراده خودت بری بیرون، مجبورم یه کم هلت بدم.
منبع: MBTI Personality Types GuideThey move of their own " volition" – that is, on their own, without being moved by a human being.
آنها با اراده خود حرکت می کنند - یعنی به تنهایی، بدون اینکه توسط انسان جابجا شوند.
منبع: 2015 English Cafeلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید