wall

[ایالات متحده]/wɔːl/
[بریتانیا]/wɔːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازه‌ای که یک منطقه را احاطه یا تقسیم می‌کند، معمولاً از آجر یا بتن ساخته شده است
vt. احاطه کردن یا تقسیم کردن با دیوار
adj. مرتبط با یا متشکل از یک دیوار

عبارات و ترکیب‌ها

brick wall

دیوار آجری

climb the wall

بالا رفتن از دیوار

broken wall

دیوار شکسته

paint the wall

نقاشی کردن دیوار

stone wall

دیوار سنگی

great wall

دیوار بزرگ

wall street

وال استریت

on the wall

روی دیوار

wall in

داخل دیوار

wall thickness

ضخامت دیواره

curtain wall

دیوار پرده

thin wall

دیوار نازک

retaining wall

دیوار نگه‌دارنده

shear wall

دیوار برشی

cell wall

دیوار سلولی

wall rock

راک دیواری

against the wall

علی‌رغم دیوار

inner wall

دیوار داخلی

wall street journal

روزنامه وال استریت

off the wall

دور از دیوار

side wall

دیوار جانبی

exterior wall

دیوار بیرونی

outer wall

دیوار بیرونی

external wall

دیوار بیرونی

pipe wall

دیواره لوله

جملات نمونه

wall-to-wall people at the reception.

افراد فراوان در پذیرش

a wall of sound.

دیوار صوتی

a wall of silence.

دیوار سکوت

the wall of the stomach.

دیواره معده

the wall of the garden

دیوار باغ

offices with wall-to-wall carpeting.

دفاتر با فرش‌های تمام دیوار

a wall of silence; a wall of fog.

دیوار سکوت؛ دیوار مه

on the wall above the altar.

روی دیوار بالای محراب.

the walls are peeling.

دیوارها در حال پوست پوست شدن هستند.

the eastern wall of the valley.

دیوار شرقی دره

The wall is out of the perpendicular.

دیوار از حالت عمود خارج است.

scale the wall by a ladder

دیوار را با استفاده از یک نردبان مقیاس کنید

the Great Wall of China

دیوان بزرگ چین

نمونه‌های واقعی

At one school near the front, childish drawings adorn the wall.

در یک مدرسه نزدیک به خط مقدم، نقاشی‌های کودکانه دیوارها را تزئین کرده‌اند.

منبع: The Economist (Summary)

Builders erected these walls for protection from invasion by those from the north.

سازندگان این دیوارها را برای محافظت در برابر حمله از سوی مردم شمال ساختند.

منبع: Travel around the world

Procrastination is like building a wall around your goals.

به تعویق انداختن کار مانند ساختن دیواری در اطراف اهداف شما است.

منبع: Science in Life

The barrier included guard towers placed along large concrete walls.

این مانع شامل برج‌های نگهبانی که در امتداد دیوارهای بتنی بزرگ قرار داشتند، بود.

منبع: The Chronicles of Novel Events

We have cleared the wall. Approaching target.

ما دیوار را پاکسازی کردیم. در حال نزدیک شدن به هدف.

منبع: Modern Family - Season 05

Goldenrod and asters fringed the mossy walls.

گل‌های طلایی و استر در حاشیه دیوارهای پوشیده از خزه‌ها قرار داشتند.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

You had to prime this wall first.

ابتدا باید این دیوار را آماده می‌کردید.

منبع: Lost Girl Season 05

They're fast, they zip around and they crawl up walls.

آنها سریع هستند، این‌جا و آن‌جا می‌چرخند و روی دیوارها بالا می‌روند.

منبع: VOA Daily Standard April 2018 Collection

Studio means that there are no walls inside.

استودیو به این معنی است که داخل آن دیواری وجود ندارد.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Ted, you're going to hit the wall!

تد، تو به دیوار برخورد خواهی کرد!

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید