open the window
باز کردن پنجره
close the window
پنجره را ببند
clean the window
تمیز کردن پنجره
broken window
پنجره شکسته
window frame
قاب پنجره
window pane
شیشهبان
window blinds
پردههای کرکرهای
window screen
صفحه پنجره
bay window
پنجره غرفه
frosted window
پنجره مات
in the window
در پنجره
transfer window
بازهی نقل و انتقالات
open window
پنجره باز
time window
فاصله زمانی
window seat
صندلی کنار پنجره
shop window
ویترین مغازه
window of opportunity
فرصت
show window
ویترین
sliding window
پنجره کشویی
properties window
پنجره ویژگیها
display window
پنجره نمایش
window display
نمایش ویترین
glass window
پنجره شیشهای
window size
اندازه پنجره
window glass
شیشه پنجره
pop-up window
پنجره پاپآپ
the window by the door.
پنجره کنار در.
The window was square.
پنجره مربعی بود.
This window will not lift.
این پنجره بلند نخواهد شد.
the window catch was rusty.
قفل پنجره زنگ زده بود.
shut the window, please.
لطفاً پنجره را ببندید.
television is a window on the world.
تلویزیون دریچهای به سوی جهان است.
The window was wide open.
پنجره کاملاً باز بود.
Close the window, please.
لطفا پنجره را ببند.
sleep with the window open
خوابیدن با پنجره باز
The window won't close.
پنجره بسته نمی شود.
The window won't lift.
پنجره بلند نمی شود.
replant a window box.
کاشت مجدد یک جعبه پنجره.
The window flew open.
پنجره به طور ناگهانی باز شد.
force the window open
پنجره را باز کنید
The window was left open.
پنجره باز رها شده بود.
no charge for window-shopping.
هیچ هزینه ای برای تماشای ویترین وجود ندارد.
The window was open a crack.
پنجره کمی باز بود.
a window that opens outwards.
پنجره ای که به بیرون باز می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید