fence

[ایالات متحده]/fens/
[بریتانیا]/fens/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مانع، معمولاً ساخته شده از چوب یا فلز، که برای محصور کردن یک منطقه، معمولاً در فضای باز استفاده می‌شود؛ دیوار یا ساختاری که به عنوان مرز عمل می‌کند
vt. احاطه کردن یا محافظت کردن با یک مانع
vt. & vi. محافظت کردن، دفاع کردن یا به طور ماهرانه مانور دادن
vi. شرکت کردن در ورزش شمشیربازی

عبارات و ترکیب‌ها

wooden fence

نرده چوبی

white picket fence

نرده‌های سفید

chain-link fence

نرده زنجیری

barbed wire fence

نرده سیمی با خار

over the fence

از بالای نرده

on the fence

روی نرده

fence in

نرده در

fence with

نرده با

chain link fence

نرده زنجیری

on one's fence

روی نرده خود

wire fence

نرده سیمی

back fence

نرده پشتی

electric fence

نرده الکتریکی

fence post

πάک

bamboo fence

نرده بامبو

rail fence

نرده ریل

جملات نمونه

There was a fence around the yard.

یک حصار در اطراف حیاط وجود داشت.

a fence of wire netting

یک حصار سیمی

The fence kept the dog in the yard.

حصار سگ را در حیاط نگه داشت.

The fence surrounds the school.

حصار مدرسه را احاطه کرده است.

They put a fence around the garden.

آنها یک حصار دور باغ زدند.

Farmers fence their fields.

کشاورزان مزارع خود را حصارکشی می‌کنند.

the airport perimeter fence

نرده حصاری فرودگاه

a fenced-off back lot.

یک زمین پشتی حصار کشیده شده.

These two fences intersect at the creek.

این دو حصار در کنار نهر به هم می رسند.

The cattle are well fenced out.

گاوها به خوبی حصار کشی شده اند.

a fence that screens the alley;

یک نرده که کوچه را پنهان می‌کند;

The fence post was twined by vines.

ستون حصار با تاک پیچیده شده بود.

The yard is fenced around.

حیاط حصار کشیده شده است.

The fence was held up by wooden posts.

حصار توسط پایه‌های چوبی نگه داشته می‌شد.

The fence was strengthened with wire.

حصار با سیم تقویت شد.

The horse took that last fence well.

اسب آن آخرین حصار را به خوبی پشت سر گذاشت.

a garden fenced in by shrubbery;

باغی که با بوته ها حصار کشی شده است;

a fence divides off the western side of the garden.

حصار سمت غربی باغ را جدا می کند.

a judgement fenced around with proper scholarly dubitation.

یک قضاوت که با تردید علمی مناسب حصار کشی شده است.

نمونه‌های واقعی

And we want to actually remove the fence.

ما می‌خواهیم در واقع نرده را برداریم.

منبع: CNN 10 Student English December 2019 Collection

Trying to cut the newly erected fence could mean five years.

تلاش برای برش نرده تازه نصب شده می‌تواند به معنای پنج سال باشد.

منبع: VOA Standard September 2015 Collection

Today I can paint the fence, I say.

امروز می‌توانم نرده را رنگ کنم، من می‌گویم.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

It's an invisible fence for your dog.

این یک نرده نامرئی برای سگ شماست.

منبع: Christmas hahaha

Others have built electric fences around their homes.

دیگران نرده‌های الکتریکی در اطراف خانه‌های خود ساخته‌اند.

منبع: VOA Special English: World

It allows a deer to jump a fence.

این به یک گوزن اجازه می‌دهد تا از روی نرده بپرد.

منبع: Jurassic Fight Club

That Saturday, Tom's aunt made him paint the fence.

آن شنبه، خاله تام مجبورش کرد نرده را رنگ کند.

منبع: Bedtime stories for children

What a way to end a week, what a need to mend a fence.

چه راهی برای پایان دادن به یک هفته، چه نیازی به تعمیر نرده.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

Victor's team install beehive fences to protect farmers' crops.

تیم ویکتور نرده‌های کندو عسل را برای محافظت از محصولات کشاورزان نصب می‌کنند.

منبع: 6 Minute English

I've got K-9 teams working the exterior fence.

من تیم‌های K-9 دارم که در حال کار روی نرده بیرونی هستند.

منبع: Leverage

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید