whinge

[ایالات متحده]/wɪn(d)ʒ/
[بریتانیا]/wɪndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طرز نازک نارنجی ناله کردن یا شکایت کردن
n. یک شکایت یا اعتراض مداوم یا طولانی

عبارات و ترکیب‌ها

constantly whingeing

زوزه کشیدن مداوم

endless whingeing

زوزه کشیدن بی پایان

جملات نمونه

stop whingeing and get on with it!.

بذار غرغر کردن رو کنار بذاری و به کارات برسی!

stop whingeing and start taking action

غرغر کردن رو کنار بذار و شروع به اقدام کن

she is always whingeing about her job

او همیشه در مورد شغلش غرغر می‌کند

he never stops whingeing about the weather

او هرگز غرغر کردن در مورد هوا را متوقف نمی‌کند

instead of whingeing, try to find a solution

به جای غرغر کردن، سعی کنید راه حلی پیدا کنید

constant whingeing won't solve anything

غرغر کردن مداوم مشکلی را حل نخواهد کرد

her whingeing is getting on my nerves

غرغر کردن او دارد اعصابم را خرد می‌کند

stop whingeing and start working on a solution

غرغر کردن را متوقف کن و شروع به کار روی یک راه حل کن

he is always whingeing about his workload

او همیشه در مورد حجم کاری خود غرغر می‌کند

she whinges about everything but never takes action

او در مورد همه چیز غرغر می‌کند اما هرگز اقدام نمی‌کند

instead of whingeing, try to be proactive

به جای غرغر کردن، سعی کنید پیش‌دستی کنید

نمونه‌های واقعی

Crybaby millennials need to stop whinging and work hard like the rest of us.

نسل هزاره‌ایِ خسته از زندگی باید دست از غرغر کردن بکشند و مثل بقیه سخت کار کنند.

منبع: European and American Cultural Atmosphere (Audio)

The arrival of the Dementors in Little Whinging seemed to have breached the great, invisible wall that divided the relentlessly non-magical world of Privet Drive and the world beyond.

ظاهر شدن دا mentorها در Little Whinging به نظر می‌رسید که دیوار بزرگ و نامرئی که دنیای غیر جادویی و بی‌رحم Privet Drive را از دنیای فراتر از آن جدا می‌کرد، شکسته شده است.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Harry had seen them at it during his evening walks around Little Whinging; he had spent most of the holidays wandering the streets, scavenging newspapers from bins along the way.

هری آن‌ها را در حال انجام این کار در طول پیاده‌روی‌های عصرانه‌اش در Little Whinging دیده بود؛ او بیشتر تعطیلات را در خیابان‌ها پرسه می‌زد و روزنامه‌ها را از سطل‌ها جمع‌آوری می‌کرد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

And his reward was to be stuck in Little Whinging for four solid weeks, completely cut off from the magical world, reduced to squatting among dying begonias so that he could hear about water-skiing budgerigars!

و پاداش او این بود که برای چهار هفته کامل در Little Whinging گیر بیفتد، کاملاً جدا از دنیای جادویی، و به طوری که مجبور می‌شد در میان گل‌های بنفشه در حال مرگ بنشیند تا دربارهٔ پرندگان آبی اسکی روی آب بشنود!

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

It was impossible . . . they couldn't be here . . . not in Little Whinging . . . he strained his ears . . . he would hear them before he saw them . . .

غیرممکن بود... نمی‌توانستند اینجا باشند... نه در Little Whinging... او گوش‌هایش را به دقت به کار انداخت... آن‌ها را قبل از اینکه ببیند، می‌شنید.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید