bitch

[ایالات متحده]/bɪtʃ/
[بریتانیا]/bɪtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سگ ماده؛ زن بدجنس یا ناخوشایند؛ فاحشه
vi. شکایت کردن یا ناله کردن
vt. خراب کردن یا آسیب زدن؛ شکایت کردن یا ناله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

crazy bitch

بای‌حوصله

bitchy attitude

حرفه‌ای

son of bitch

بای‌حوصله

جملات نمونه

the stove is a bitch to fix.

تعویض اجاق کار بسیار دشواری است.

she was a bitch on wheels.

او روی ویلچر خیلی بد بود.

a bitching new album.

یک آلبوم جدید بسیار خوب.

We'll have a bitch of a time.

ما زمان بسیار سختی خواهیم داشت.

Don't bitch about the heat.

در مورد گرما غر نزن.

The bitch bore six puppies.

آن سگ ماده شش توله به دنیا آورد.

everybody was bitching about their colleagues.

همه در مورد همکاران خود غر می‌زدند.

He bitched the job completely.

او کاملاً درباره شغل غر زد.

He bitched about the service, then bitched about the bill.

او در مورد خدمات شکایت کرد، سپس در مورد صورت‌حساب شکایت کرد.

Archie and Jughead were lovers. Archie was the bitch, and Jughead was the butch.

آرچی و جاگهد عاشق بودند. آرچی دلق بود و جاگهد مردانه.

He bitched about the poor service.

او در مورد خدمات ضعیف شکایت کرد.

I would have bitch-slapped him for talking that way.

برای صحبت کردن به آن شکل، او را با دست بزنم.

bitches may not be bred from more than once a year.

سگ‌ها ممکن است بیش از یک بار در سال تولید مثل نشوند.

Finally the son of a bitch walked out of one of the buildings near the runway there.

در نهایت، آن پسر بدبخت از یکی از ساختمان‌های نزدیک باند فرودگاه خارج شد.

"She was even a little extreme for a bitch," William said. "She was rather buxom. I would call her zaftig."

"او حتی برای یک سگ ماده کمی افراطی بود،" ویلیام گفت. "او نسبتاً خوش‌هیکل بود. من او را زیبا می‌نامیدم."

نمونه‌های واقعی

Your hillbilly came out when you were bitching out Simon.

هیلبیلی شما زمانی بیرون آمد که شما در حال غر زدن به سیمون بودید.

منبع: Out of Control Season 3

" Once a man's married he's absolutely bitched, " Bill went on.

«وقتی یک مرد ازدواج می‌کند، کاملاً غر می‌زند،» بیل ادامه داد.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

Bitches can be 'spayed' anytime from 6 months old.

بیتچ‌ها را می‌توان در هر سنی از ۶ ماهگی عقیم کرد.

منبع: English multiple choice exercise.

Don't bitch about other people's behaviors.

در مورد رفتار دیگران غر نزنید.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

I won't feel like bitching if I can sing along to something.

اگر بتوانم با چیزی همراهی کنم، احساس نخواهم کرد که بخواهم غر بزنم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

But only a selfish bitch checks out and passes it on to everyone else.

اما فقط یک بیتچ خودخواه بررسی می‌کند و آن را به همه می‌رساند.

منبع: Desperate Housewives Season 7

And later, when he bitches about it, I'll just buy him some jewelry.

و بعداً، وقتی او در مورد آن غر بزند، فقط برایش جواهرات می‌خرم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

If I did that, you'd bitch about it for weeks. Oh, really, Leonard?

اگر من این کار را انجام می‌دادم، شما برای هفته‌ها در مورد آن غر می‌زدید. اوه، واقعاً، لئونارد؟

منبع: The Big Bang Theory Season 6

Because it reminded you of the way...our forefathers used to bitch at each other?

چون به شما یادآور روشی بود که... نیاکان ما به یکدیگر غر می‌زدند؟

منبع: Friends Season 2

I just need five seconds to bitch about tom, and then i'll-- oh, my god.

من فقط به پنج ثانیه نیاز دارم تا در مورد تام غر بزنم، و سپس من-- خدای من.

منبع: Desperate Housewives Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید