grumble

[ایالات متحده]/ˈɡrʌmbl/
[بریتانیا]/ˈɡrʌmbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. شکایت کردن; زیر لب غر زدن
n. شکایت
vt. زیر لب گفتن
adj. ابراز شکایت یا غر زدن

عبارات و ترکیب‌ها

grumble about work

شکایت کردن درباره کار

grumble at

شکایت کردن از

جملات نمونه

grumbled a rude response.

پاسخی بی ادبانه غرغر کرد.

the main grumble is that he spends too much time away.

شکایت اصلی این است که او بیش از حد وقت خود را دور می گذراند.

He enjoyed an occasional grumble with Charlie Slatter.

او از غرغر گاه به گاه با چارلی سلاتر لذت می برد.

I don't want to hear another grumble from you.

نمی خواهم دوباره از شما شکایت کنم.

The students often grumble over the food.

دانشجویان اغلب در مورد غذا شکایت می کنند.

He could do nothing but grumble over the situation.

او چیزی جز غرغر در مورد وضعیت نمی توانست بکند.

I’m sick of your unending grumbles.

من از غرغر بی پایان شما خسته شده ام.

He grumbled at the low pay offered to him.

او در مورد حقوق کم پیشنهادی به او شکایت کرد.

Why grumble at me about your own stupid mistakes?

چرا در مورد اشتباهات احمقانه خود در مورد من شکایت کنید؟

I have already had all I need, I grumble about nothing.

من از همه آنچه نیاز دارم دارم، در مورد هیچ چیز شکایت نمی کنم.

He grumbles at his lot instead of resolutely facing his difficulties.

او به جای رویارویی قاطعانه با مشکلاتش در مورد سرنوشت خود شکایت می کند.

There's no pleasing our teacher, he always grumbles about our work even when we've done our best.

معلم ما را خوشحال نمی کند، او همیشه در مورد کار ما شکایت می کند حتی وقتی بهترین کار خود را انجام داده ایم.

In March he goes on a survival course and learns about the “umbles”: as hypothermia sets in you mumble, fumble, grumble, stumble, then finally tumble.

در ماه مارس او در یک دوره بقا شرکت می کند و درباره "umbles" یاد می گیرد: با شروع هایپوترمی شما غرغر می کنید، دست و پا چلفتی می کنید، غر می زنید، زمین می خورید و در نهایت سقوط می کنید.

Some people in Britain's tightknit intelligence community grumble that, even though the agency has done its best to keep the event under wraps, it is not appropriate for MI6 to be holding balls.

برخی از افراد در جامعه اطلاعاتی منسجم انگلیس شکایت می کنند که، اگرچه سازمان تمام تلاش خود را برای پنهان کردن این رویداد انجام داده است، برگزاری جشن توسط MI6 مناسب نیست.

نمونه‌های واقعی

It was uninteresting sewing, but tonight no one grumbled.

دوختن جالبی نبود، اما امشب هیچ کس غر نزد.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

You know Thomas, My Lord. He has to have a grumble.

تو توماس را می‌شناسی، آقایم. او باید غر بزند.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

" In a crowd, " he grumbled. " As usual."

" در میان جمعیت،" او غر زد. " مثل همیشه."

منبع: Brave New World

Such grumbles will not dent Mr Hazare's progress.

این غرغرها پیشرفت آقای هازاره را تحت تأثیر قرار نخواهد داد.

منبع: The Economist - International

He was always grumbling about his low salary.

او همیشه در مورد حقوق پایینش غر می‌کرد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

43 " Stop grumbling among yourselves, " Jesus answered.

43 " از غر زدن در میان خودتان دست بردارید،" عیسی پاسخ داد.

منبع: Bible (original version)

" Too short, " said Cow. " Gobble, gobble, " grumbled Turkey.

" خیلی کوتاه،" گفت گاو. " بل بل، بل بل،" غرش کرد مرغ.

منبع: Storyline Online English Stories

" Too skinny, " said Pig. " Gobble, gobble, " grumbled Turkey.

" خیلی لاغر،" گفت خوک. " بل بل، بل بل،" غرش کرد مرغ.

منبع: Storyline Online English Stories

The sound of your stomach grumbling.

صدای غر زدن معده شما.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

" They'll break my hand, " he grumbled. " Or worse" .

" دستم را می‌شکنند،" او غر زد. " یا بدتر.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید