surviving spouse
همسر بازمانده
fidelity to one's spouse;
وفاداری به همسر;
the woman faked her spouse's signature.
زن امضای همسرش را جعل کرد.
Her spouse will come to see her on Sunday.
همسرش در روز یکشنبه او را ملاقات خواهد کرد.
Both spouses had to take jobs in order to keep the wolf from the door.
هر دو همسر مجبور شدند شغل پیدا کنند تا از پسِ مخارج برآیند.
The amount of tax leviable on the salary income of a taxpayer or his(her) spouse may be computed separately and then declared and paid consolidatedly by the taxpayer.
میزان مالیات قابل اعمال بر درآمد حقوقی یک مالیات دهنده یا همسرش ممکن است به طور جداگانه محاسبه شود و سپس مالیات دهنده به طور یکجا اعلام و پرداخت کند.
to support your spouse
حمایت از همسرتان
to argue with your spouse
بحث با همسرتان
to cherish your spouse
ارزش قائل شدن برای همسرتان
to spend quality time with your spouse
وقت با کیفیت با همسرتان گذراندن
to communicate openly with your spouse
ارتباط آزادانه با همسرتان برقرار کردن
to show appreciation to your spouse
نشان دادن قدردانی نسبت به همسرتان
to surprise your spouse with a gift
همسرتان را با یک هدیه غافلگیر کنید
to have a loving relationship with your spouse
داشتن یک رابطه عاشقانه با همسرتان
to respect your spouse's opinions
احترام به نظرات همسرتان
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید