widowed

[ایالات متحده]/'widəud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. همسر خود را از دست داده به دلیل مرگ; v. بیوه کردن; شوهر خود را کشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

grieving widow

بیوه داغدار

جملات نمونه

she had to care for her widowed mother.

او مجبور بود از مادر بیوه اش مراقبت کند.

single and widowed women over pensionable age .

زنان مجرد و بیوه بالای سن بازنشستگی.

The widowed mother reared up the two children.

مادر بیوه دو فرزند را بزرگ کرد.

She was widowed at a young age.

او در سن جوانی بیوه شد.

The widowed woman lived alone in her house.

زن بیوه به تنهایی در خانه اش زندگی می کرد.

He left behind a widowed wife and three children.

او یک همسر بیوه و سه فرزند از خود به جا گذاشت.

The widowed man found solace in gardening.

مرد بیوه در باغبانی آرامش یافت.

The widowed couple decided to travel the world together.

زوج بیوه تصمیم گرفتند با هم به سفر در سراسر جهان بروند.

After being widowed, she focused on her career.

پس از بیوه شدن، او بر روی شغل خود تمرکز کرد.

The widowed father raised his children with love and care.

پدر بیوه فرزندان خود را با عشق و مراقبت بزرگ کرد.

The widowed woman wore black as a sign of mourning.

زن بیوه به عنوان نشانه ای از سوگواری لباس سیاه می پوشید.

The widowed grandfather enjoyed spending time with his grandchildren.

پدربزرگ بیوه از گذراندن وقت با نوه هایش لذت می برد.

She felt both relieved and lonely after being widowed.

او پس از بیوه شدن هم احساس رهایی و هم احساس تنهایی کرد.

نمونه‌های واقعی

If someone's a widower, why do they say that he was " widowed" ?

اگر كسی بيوه است، چرا می‌گویند كه او «بیوه» شده است؟

منبع: Sleepless in Seattle Original Soundtrack

He marries the widowed queen and becomes king.

او با ملکه بیوه ازدواج می‌کند و پادشاه می‌شود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

In the series, however, the widowed father does not attract much sympathy.

با این حال، در سریال، پدر بیوه توجه زیادی را به خود جلب نمی‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

Ono vividly remembers hearing them singing the night she was widowed.

اونو به‌خاطر دارد که شب بیوه شدن او را می‌شنوند.

منبع: CNN Celebrity Interview

The widowed Momoko, for example, learns to live on her own.

مومکو بیوه، به عنوان مثال، یاد می‌گیرد که به تنهایی زندگی کند.

منبع: www

We were gathered together, all ten of us, for our widowed mother's 80th birthday.

ما همه ده نفر دور هم جمع شده بودیم برای 80 سالگی مادر بیوه ما.

منبع: Collection of Interesting Stories

Oh, I'm sorry, then you're widowed? ...Hopefully? -Aurora: No, I'm still married.

اوه، متاسفم، پس شما بیوه هستید؟ ...امیدوارم؟ -آئورا: نه، من هنوز ازدواج کرده ام.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

The people who qualified for the deduction were any woman or a widowed or divorced man.

افرادی که واجد شرایط کسر بودند، هر زنی یا مرد بیوه یا مطلقه بودند.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

The widowed British monarch, setting an example amid the coronavirus pandemic, sat alone at the ceremony.

شاهزاده ویلیام بریتانیایی، که در بحبانه همه‌گیری ویروس کرونا الگویی را نشان می‌داد، به‌تنهایی در مراسم نشست.

منبع: VOA Daily Standard April 2021 Collection

As she grew older, she was still not happy, especially after becoming widowed for a second time.

با بزرگتر شدن او، او هنوز هم خوشحال نبود، به خصوص پس از بیوه شدن برای بار دوم.

منبع: Women Who Changed the World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید