attached file
فایل پیوست شده
attached document
سند پیوست شده
attached photo
عکس پیوست شده
no strings attached
بدون قید و شرط
attached list
لیست پیوست شده
attached sheet
صفحه پیوست شده
become attached to
وابسته شدن به
attached middle school
مدرسه راهنمایی پیوست شده
attached garage
گاراژ پیوست شده
please complete the attached form.
لطفاً فرم پیوست شده را تکمیل کنید.
he was attached to Military Intelligence.
او به بخش اطلاعات نظامی مرتبط بود.
please complete the attached forms.
لطفاً فرمهای پیوست شده را تکمیل کنید.
attached no significance to the threat.
به تهدید اهمیت نداد.
a block of attached houses.
قطعهای از خانههای متصل.
The hospital is attached to that university.
بیمارستان به آن دانشگاه متصل است.
wage attached to a post
حقوقی که به یک پست متصل است
The worker attached a cable.
کارگر یک کابل متصل کرد.
He attached the rope securely to a tree.
او طناب را به طور ایمن به درخت متصل کرد.
The signers attached their names to the Constitution.
امضا کنندگان نام خود را به قانون اساسی متصل کردند.
I was attached to another working group.
من به یک گروه کاری دیگر مرتبط بودم.
the Earl Marshal attached Gloucester for high treason.
Earl Marshal، گلاستر را به اتهام خیانت شدید متصل کرد.
a science policy agency attached to the Council of Ministers.
یک آژانس سیاست علمی وابسته به شورای وزیران.
We attached several riders to the document.
ما چندین ضمیمه به سند متصل کردیم.
I am attached to my family.
من به خانوادهام وابسته هستم.
One-piece maillot with an attached swim skirt.
لباس شنای یک تکه با دامن شنای متصل.
Mary was attached to her brother.
مری به برادرش وابسته بود.
I am very attached to that old picture.
من به شدت به آن عکس قدیمی وابسته ام.
He attached a cheque to the order form.
او یک چک به فرم سفارش متصل کرد.
It was what the Dutch were most passionately attached to.
این چیزی بود که مردم هلند بیشترین وابستگی عاطفی را به آن داشتند.
منبع: BBC documentary "Civilization"Meat attached to bones is the best.
گوشت چسبیده به استخوان بهترین است.
منبع: A Bite of China Season 1You're still feeling attached to the person.
شما هنوز هم احساس وابستگی به آن شخص میکنید.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthBecause they are likely to be attached to explosives.
زیرا احتمال دارد به مواد منفجره متصل شوند.
منبع: VOA Standard English - Middle EastCats weren’t quite getting attached to humans, though.
با این حال، گربهها هنوز به طور کامل به انسانها وابسته نمیشدند.
منبع: "Minute Earth" Fun Science PopularizationIt's a lot of simplism attached to them.
این یک مقدار زیادی سادهانگاری است که به آنها متصل شده است.
منبع: CNN Listening Collection April 2013For the most part people really seem very attached.
به طور کلی، مردم به نظر خیلی وابسته میرسند.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American May 2023 CollectionSo is the photograph that's attached to that story?
آیا عکسی که به آن داستان متصل است وجود دارد؟
منبع: CNN 10 Student English of the MonthHe attached a stamp on the envelope.
او تمبر را به پاکت چسباند.
منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 300020. Labels have been attached to some of the parts.
۲۰. برچسبها به برخی از قطعات چسبانده شدهاند.
منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Daysلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید