wiped

[ایالات متحده]/waɪpt/
[بریتانیا]/waɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل wipe

عبارات و ترکیب‌ها

wiped out

حذف شده

wiped clean

پاک شده

wiped away

پاک شده

wiped off

پاک شده

wiped down

پاک شده

wiped slate

صفحه پاک شده

wiped data

پاک کردن داده

wiped memory

پاک کردن حافظه

wiped tears

پاک کردن اشک

جملات نمونه

the board wiped the slate clean after the scandal.

پس از رسوایی، هیئت مدیره صفحه را پاک کرد.

she wiped her tears away before entering the room.

او قبل از ورود به اتاق اشک هایش را پاک کرد.

the team wiped out their competition in the finals.

تیم رقبای خود را در فینال از بین برد.

he wiped the table with a damp cloth.

او میز را با یک پارچه مرطوب پاک کرد.

the data was wiped from the hard drive.

داده ها از هارد دیسک پاک شدند.

she wiped the dust off the old photo frame.

او گرد و غبار را از قاب عکس قدیمی پاک کرد.

the memory of that day was wiped from his mind.

خاطره آن روز از ذهن او پاک شد.

he wiped his hands on a towel after washing them.

او دست هایش را بعد از شستن با یک حوله خشک کرد.

the company wiped out its debt last year.

شرکت سال گذشته بدهی خود را از بین برد.

she wiped the whiteboard clean after the meeting.

او پس از جلسه تخته سفید را تمیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید