deleted

[ایالات متحده]/dɪ'lit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حذف شده
v. حذف کردن، خط زدن

جملات نمونه

He deleted my name from the list.

او نام من را از لیست حذف کرد.

The expletives were deleted from the transcript.

حذف عبارات رکیک از رونوشت.

The patient's high fever deleted most of his memories.

تب بالای بیمار بیشتر خاطرات او را پاک کرد.

deleted some unnecessary words in the first draft.See Synonyms at erase

برخی از کلمات غیر ضروری را در پیش نویس اول حذف کرد. برای یافتن مترادفها به erase مراجعه کنید.

if one important gene is deleted from an animal's DNA, other genes can stand in.

اگر یک ژن مهم از DNA یک حیوان حذف شود، ژن‌های دیگر می‌توانند جایگزین شوند.

References to places of battle were deleted from soldiers letters during the war

اشاره به مکان های نبرد از نامه های سربازان در طول جنگ حذف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید