workaround

[ایالات متحده]/wɜːkəraʊnd/
[بریتانیا]/wɜrkəraʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روشی برای غلبه بر یک مشکل یا محدودیت؛ یک راه حل موقتی برای یک مشکل

عبارات و ترکیب‌ها

temporary workaround

راه حل موقت

quick workaround

راه حل سریع

simple workaround

راه حل ساده

effective workaround

راه حل موثر

software workaround

راه حل نرم افزاری

workaround solution

راه حل جایگزین

workaround method

روش جایگزین

workaround plan

برنامه جایگزین

workaround guide

راهنمای جایگزین

workaround approach

رویکرد جایگزین

جملات نمونه

we need to find a workaround for this issue.

ما باید راه حلی برای این مشکل پیدا کنیم.

the developer suggested a workaround to bypass the bug.

توسعه‌دهنده یک راه حل برای دور زدن اشکال پیشنهاد کرد.

sometimes, a simple workaround can save a lot of time.

گاهی اوقات، یک راه حل ساده می‌تواند زمان زیادی را صرفه‌جویی کند.

she implemented a temporary workaround until the update is released.

او یک راه حل موقت را تا زمان انتشار به‌روزرسانی اجرا کرد.

the team discussed various workarounds during the meeting.

تیم در طول جلسه راه حل‌های مختلف را مورد بحث قرار داد.

finding a workaround is crucial for project success.

پیدا کردن یک راه حل برای موفقیت پروژه حیاتی است.

he always looks for a workaround when faced with challenges.

او همیشه به دنبال یک راه حل است، زمانی که با چالش‌هایی روبرو می‌شود.

we discovered a workaround to improve the system's performance.

ما یک راه حل برای بهبود عملکرد سیستم کشف کردیم.

the workaround allowed us to continue working despite the outage.

راه حل به ما این امکان را داد تا با وجود قطعی به کار ادامه دهیم.

they are looking for a workaround to address the compatibility issue.

آنها به دنبال یک راه حل برای رفع مشکل سازگاری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید