working-class

[ایالات متحده]/ˈwɜːkɪŋ klɑːs/
[بریتانیا]/ˈwɜːrkɪŋ klæs/

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی طبقه کارگر

عبارات و ترکیب‌ها

working-class families

خانواده‌های طبقه کارگر

working-class hero

قهرمان طبقه کارگر

working-class struggles

مبارزات طبقه کارگر

working-class communities

جامعه طبقه کارگر

working-class background

سابقه طبقه کارگر

جملات نمونه

the working-class families struggled to make ends meet.

خانواده‌های کارگر برای تامین معاش خود تلاش می‌کردند.

he championed the rights of the working-class population.

او از حقوق جمعیت کارگر حمایت می‌کرد.

the factory provided stable jobs for the working-class community.

کارخانه مشاغل پایدار را برای جامعه کارگر فراهم کرد.

she grew up in a traditional working-class household.

او در یک خانواده کارگر سنتی بزرگ شد.

the politician promised to represent the working-class voters.

آن سیاستمدار قول داد که از رای‌دهندگان کارگر نمایندگی کند.

rising housing costs disproportionately affect the working-class.

هزینه‌های مسکن در حال افزایش به طور نامتناسبی بر طبقه کارگر تأثیر می‌گذارد.

he comes from a proud working-class background.

او از پس‌زمینه کارگر با افتخار می‌آید.

the film depicted the struggles of the working-class hero.

فیلم با نشان دادن مبارزات قهرمان کارگر، آن را به تصویر کشید.

they faced significant barriers as working-class students.

آنها به عنوان دانشجویان کارگر با موانع قابل توجهی روبرو شدند.

the working-class neighborhoods often lack essential resources.

محله‌های کارگر اغلب فاقد منابع ضروری هستند.

he understood the challenges faced by the working-class.

او چالش‌هایی را که طبقه کارگر با آن مواجه بود درک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید