worthwhile

[ایالات متحده]/ˌwɜːθˈwaɪl/
[بریتانیا]/ˌwɜːrθˈwaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته، ارزشمند

جملات نمونه

Teaching is a worthwhile calling.

آموزش یک حرفه ارزشمند است.

It would not prove worthwhile to instigate a nuclear attack.

برپا کردن یک حمله هسته‌ای ارزشمند نخواهد بود.

extra lighting would make a worthwhile contribution to road safety.

نورپردازی بیشتر می‌تواند سهم ارزشمندی در ایمنی جاده‌ها داشته باشد.

studied law with a view to going into politics; felt that politics was a worthwhile career.

قانون را با این هدف مطالعه کرد که وارد سیاست شود؛ احساس کرد که سیاست یک شغل ارزشمند است.

The teacher recommended some really worthwhile novels to his students.

معلم تعدادی رمان ارزشمند را به دانش‌آموزان خود توصیه کرد.

I am appalled that one so - called authority could castigate thousands of successful , worthwhile programs.

من شوکه شده ام که یک مقام مسئول بتواند هزاران برنامه موفق و ارزشمند را مورد انتقاد قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید