valueless

[ایالات متحده]/'væljʊlɪs/
[بریتانیا]/'væljuləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی ارزش

جملات نمونه

cherished but valueless heirlooms.

وراثت‌های گرامی اما بی‌ارزش.

The valueless trinket was discarded

جواهر بی‌ارزش دور ریخته شد

His promise turned out to be valueless

قول او در نهایت بی‌ارزش بود

The counterfeit currency was valueless

پول تقلبی بی‌ارزش بود

The valueless painting was sold for a high price

تابلوی بی‌ارزش با قیمت بالایی فروخته شد

She felt like a valueless employee in the company

او احساس می‌کرد که در شرکت یک کارمند بی‌ارزش است

The valueless information was ignored by the team

اطلاعات بی‌ارزش توسط تیم نادیده گرفته شد

The valueless feedback was not helpful

بازخورد بی‌ارزش مفید نبود

The valueless relationship ended quickly

رابطه بی‌ارزش به سرعت پایان یافت

He realized his efforts were valueless in the situation

او متوجه شد که تلاش‌هایش در آن وضعیت بی‌ارزش بود

The valueless argument led nowhere

بحث بی‌ارزش به جایی نرسید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید