ach du lieber
ach du lieber
I let out an ach of frustration.
من با آهی از ناامیدی آن را بیرون رها کردم.
She let out an ach of pain.
او با آهی از درد آن را بیرون رها کرد.
His ach for adventure led him to travel the world.
اشتیاق او به ماجراجویی او را به سفر در سراسر جهان سوق داد.
The ach in her heart was unbearable.
درد در قلب او طاقتفرسا بود.
He couldn't help but ach for the love he lost.
او نتوانست جلوی اشتیاق خود برای عشقی که از دست داده بود را بگیرد.
The ach in his muscles reminded him of the intense workout.
درد در عضلاتش او را از تمرین شدید یادآوری کرد.
She let out an ach of longing for her homeland.
او با آهی از دلتنگی برای سرزمین مادری خود آن را بیرون رها کرد.
His ach for success motivated him to work harder.
اشتیاق او به موفقیت او را به تلاش بیشتر ترغیب کرد.
The ach in her voice revealed her hidden pain.
درد در صدای او درد پنهانش را آشکار کرد.
He couldn't suppress the ach in his heart.
او نتوانست درد در قلب خود را سرکوب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید