Such behavior is an affront to society.
رفتار چنینگونه توهینی به جامعه است.
It was an affront to common decency
این یک توهین به وقار عمومی بود.
offer an affront to someone
توهین به کسی کردن.
the sackings were an affront to justice.
اخراجها توهینی به عدالت بود.
Your behaviour is an affront to public decency.
رفتار شما توهینی به وقار عمومی است.
she was affronted by his familiarity.
او از صمیمیت او شوکه شد.
such an affront to civilized behaviour will no longer be tolerated.
چنین توهینی به رفتار متمدنانه دیگر مورد تحمل نخواهد بود.
How can you stomach their affronts?
چگونه میتوانید توهینهای آنها را تحمل کنید؟
This remark caused affront to many people.
این اظهار نظر باعث توهین به بسیاری از مردم شد.
I was affronted by his actions.
من از اقدامات او شوکه شدم.
Leaving during his speech was an affront to the speaker.
رفتن در حین سخنرانی او توهینی به سخنران بود.
Affronted at his impertinence, she stared at him coldly and wordlessly.
با توهین به بیادبی او، با نگاه سرد و بیصدا به او خیره شد.
he shout :“I'm free !? These damed chinch should pay for their affront for me !!"
او فریاد زد: «من آزادم؟! این چاینچهای لعنتی باید برای توهین به من هزینه پرداخت کنند!»
he shout :“I'm free !? These damed chinch should pay for their affront for me !!”
او فریاد زد: «من آزادم؟! این چاینچهای لعنتی باید برای توهین به من هزینه پرداخت کنند!»
Some of students are stanchly much more although they affront a large number of rough and develop all right.
برخی از دانشآموزان با وجود اینکه با تعداد زیادی از افراد خشن روبرو هستند و به خوبی پیشرفت میکنند، بسیار مصمم هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید