aforetime

[ایالات متحده]/ˌeɪˈfɔːrtaɪm/
[بریتانیا]/ˌeɪˈfɔːrˌtaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قبلی؛ سابق.
adv. در گذشته؛ قبلاً.

عبارات و ترکیب‌ها

discuss aforetime experiences

بحث درباره تجربیات گذشته

recall aforetime memories

به یاد آوردن خاطرات گذشته

acknowledge aforetime accomplishments

اعتراف به دستاوردهای گذشته

analyze aforetime patterns

تجزیه و تحلیل الگوهای گذشته

جملات نمونه

the aforetime rivals now work together as colleagues.

رقبای سابق اکنون به عنوان همکار با هم کار می کنند.

he recalled the aforetime days with fondness.

او روزهای گذشته را با محبت به یاد آورد.

the aforetime agreement is no longer valid.

توافق قبلی دیگر معتبر نیست.

she spoke of the aforetime event with a sense of awe.

او از آن رویداد گذشته با حس حیرت صحبت کرد.

the aforetime building has been demolished.

ساختمان قبلی تخریب شده است.

there was a time aforetime when this area was a bustling marketplace.

زمانی وجود داشت که این منطقه یک بازار پرجنب و جوش بود.

the aforetime king's reign was marked by peace and prosperity.

حکمرانی پادشاه سابق با صلح و رفاه مشخص شد.

despite the challenges, they persevered through the aforetime hardships.

با وجود چالش ها، آنها با وجود سختی های گذشته پشتکار گذاشتند.

the aforetime rumors turned out to be false.

شایعات قبلی در نهایت نادرست از آب درآمدند.

she reminisced about the aforetime adventures she had with her friends.

او به ماجراهای گذشته ای که با دوستانش داشت فکر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید