increases

[ایالات متحده]/ɪnˈkriːsɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈkriːsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار افزایش چیزی
v. بزرگتر شدن در اندازه، مقدار یا درجه؛ تقویت یا بهبود؛ بزرگتر کردن یک دوز در خیاطی

عبارات و ترکیب‌ها

cost increases

افزایش هزینه

price increases

افزایش قیمت

demand increases

افزایش تقاضا

risk increases

افزایش خطر

sales increases

افزایش فروش

production increases

افزایش تولید

output increases

افزایش خروجی

investment increases

افزایش سرمایه گذاری

activity increases

افزایش فعالیت

population increases

افزایش جمعیت

جملات نمونه

the new policy increases employee satisfaction.

سیاست جدید باعث افزایش رضایت شغلی کارکنان می‌شود.

regular exercise increases overall health.

ورزش منظم باعث افزایش سلامتی کلی می‌شود.

the population increases every year.

جمعیت هر ساله افزایش می‌یابد.

this technology increases efficiency in production.

این فناوری باعث افزایش کارایی در تولید می‌شود.

investing in education increases opportunities for success.

سرمایه‌گذاری در آموزش باعث افزایش فرصت‌های موفقیت می‌شود.

higher temperatures increase the risk of heatstroke.

دمای بالاتر خطر گرمازدگی را افزایش می‌دهد.

good communication increases team collaboration.

ارتباطات خوب باعث افزایش همکاری تیمی می‌شود.

this app increases productivity for remote workers.

این برنامه باعث افزایش بهره‌وری برای کارمندان دورکار می‌شود.

proper training increases the quality of service.

آموزش مناسب باعث افزایش کیفیت خدمات می‌شود.

regular feedback increases employee performance.

بازخورد منظم باعث افزایش عملکرد کارکنان می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید