lessened

[ایالات متحده]/ˈlɛsənd/
[بریتانیا]/ˈlɛsənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کمتر کردن یا شدن
adj. کاهش یافته در مقدار یا شدت

عبارات و ترکیب‌ها

lessened impact

کاهش اثر

lessened risk

کاهش خطر

lessened pain

کاهش درد

lessened burden

کاهش بار

lessened anxiety

کاهش اضطراب

lessened tension

کاهش تنش

lessened pressure

کاهش فشار

lessened noise

کاهش صدا

lessened workload

کاهش حجم کاری

lessened fear

کاهش ترس

جملات نمونه

the pain in my back has lessened over the past few days.

درد کمر من در چند روز گذشته کاهش یافته است.

his anxiety lessened after he spoke to a therapist.

اضطراب او پس از صحبت با یک درمانگر کاهش یافت.

the noise from the construction site has lessened significantly.

سر و صدا از محل ساخت و ساز به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

with practice, her fear of public speaking has lessened.

با تمرین، ترس او از صحبت کردن در جمع کاهش یافته است.

the impact of the storm lessened as it moved inland.

تاثیر طوفان با حرکت به سمت داخل خشکی کاهش یافت.

his workload has lessened since the new employee started.

بار کاری او از زمان شروع کار کارمند جدید کاهش یافته است.

the tension in the room lessened after the meeting began.

احساس تنش در اتاق پس از شروع جلسه کاهش یافت.

as the day went on, her headache lessened.

با گذشت روز، سردرد او کاهش یافت.

our concerns about the project lessened after the presentation.

نگرانی های ما در مورد پروژه پس از ارائه کاهش یافت.

the restrictions on travel have lessened recently.

محدودیت های سفر اخیراً کاهش یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید