append text
افزودن متن
append data
افزودن داده
append file
افزودن فایل
append to list
افزودن به لیست
append a paragraph
افزودن یک پاراگراف
append an image
افزودن یک تصویر
append a charm to the bracelet.
الحلقه را با یک آویز تزئین کنید.
append a tag on a suitcase
یک برچسب به چمدان اضافه کنید.
append a seal to a contract
یک مهر به قرارداد اضافه کنید.
hereto is appended an estimate of the cost.
در اینجا یک برآورد هزینه پیوست شده است.
the results of the survey are appended to this chapter.
نتایج نظرسنجی به این فصل پیوست شده است.
appended a list of errors to the report.
لیستی از خطاها به گزارش اضافه شد.
notes appended to a chapter
یادداشتهایی که به یک فصل اضافه شدهاند.
I append a list of those institutions where you may get necessary information.
من لیستی از آن سازمانهایی را پیوست میکنم که میتوانید اطلاعات لازم را در آنجا به دست آورید.
The lawyer appended two more pages to the contract.
وکیل دو صفحه دیگر به قرارداد اضافه کرد.
The smallest element appended to a forted list and is replaced by the next element from its sublist.
کوچکترین عنصر به یک لیست فورته اضافه شده و با عنصر بعدی از زیر لیست آن جایگزین می شود.
Antiseptic Micromeritics Material was developed with Calcium Monohydrate Phosphate as carrier,appending silver nitrate、zinc nitrate、kronos。
مواد میکرومتریک ضدعفونی کننده با استفاده از فسفات مونوهیدرات کلسیم به عنوان حامل، نقره نیترات، نیترات روی و کرونوس توسعه یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید