append

[ایالات متحده]/ə'pend/
[بریتانیا]/ə'pɛnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. افزودن یا متصل کردن چیزی؛ چسباندن؛ مهر و موم کردن
n. تنظیم مسیر جستجو برای یک فایل داده.

عبارات و ترکیب‌ها

append text

افزودن متن

append data

افزودن داده

append file

افزودن فایل

append to list

افزودن به لیست

append a paragraph

افزودن یک پاراگراف

append an image

افزودن یک تصویر

جملات نمونه

append a charm to the bracelet.

الحلقه را با یک آویز تزئین کنید.

append a tag on a suitcase

یک برچسب به چمدان اضافه کنید.

append a seal to a contract

یک مهر به قرارداد اضافه کنید.

hereto is appended an estimate of the cost.

در اینجا یک برآورد هزینه پیوست شده است.

the results of the survey are appended to this chapter.

نتایج نظرسنجی به این فصل پیوست شده است.

appended a list of errors to the report.

لیستی از خطاها به گزارش اضافه شد.

notes appended to a chapter

یادداشت‌هایی که به یک فصل اضافه شده‌اند.

I append a list of those institutions where you may get necessary information.

من لیستی از آن سازمان‌هایی را پیوست می‌کنم که می‌توانید اطلاعات لازم را در آنجا به دست آورید.

The lawyer appended two more pages to the contract.

وکیل دو صفحه دیگر به قرارداد اضافه کرد.

The smallest element appended to a forted list and is replaced by the next element from its sublist.

کوچکترین عنصر به یک لیست فورته اضافه شده و با عنصر بعدی از زیر لیست آن جایگزین می شود.

Antiseptic Micromeritics Material was developed with Calcium Monohydrate Phosphate as carrier,appending silver nitrate、zinc nitrate、kronos。

مواد میکرومتریک ضدعفونی کننده با استفاده از فسفات مونوهیدرات کلسیم به عنوان حامل، نقره نیترات، نیترات روی و کرونوس توسعه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید