sleeping

[ایالات متحده]/'sli:piŋ/
[بریتانیا]/ˈslipɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت طبیعی استراحت که در آن چشم‌ها بسته، عضلات شل هستند و ذهن غیرفعال است
adj. در حالت خواب؛ مناسب برای خواب

عبارات و ترکیب‌ها

sleeping pill

قرص خواب

sleeping bag

کیسه خواب

sleeping beauty

زیبای خفته

sleeping sickness

بیماری خواب

sleeping car

اتاق خواب قطار

are you sleeping

آیا خوابی؟

sleeping room

اتاق خواب

sleeping giant

غول خفته

جملات نمونه

sleeping pills are not advised.

مصرف داروهای خواب‌آور توصیه نمی‌شود.

sleeping in the spare room;

خوابیدن در اتاق اضافی;

The sleeping pills did their work.

قرص‌های خواب اثر خود را داشتند.

the borderland between sleeping and waking

مرز بین خواب و بیداری.

A grey day dawned upon the sleeping city.

یک روز خاکستری بر شهر در حال خوابیدن فرود آمد.

make sure the baby isn't sleeping in an awkward position.

مطمئن شوید که نوزاد در حالت نامناسبی نمی خوابد.

a litter of sleeping bags on the floor.

یک دسته کیسه خواب روی زمین.

sleeping sickness and related diseases.

بیماری خواب و بیماری‌های مرتبط.

studios sleeping two people cost £70 a night.

استودیوهایی که برای دو نفر طراحی شده اند، هر شب 70 پوند هزینه دارند.

works long hours, sleeping little.

ساعات طولانی کار می کند، کم می خوابد.

he hangs between sleeping and waking.

او بین خوابیدن و بیدار شدن معلق است.

They zoned the house into sleeping and living areas.

آنها خانه را به مناطق خواب و زندگی تقسیم بندی کردند.

Silence enwrapped the sleeping town.

سکوت شهر در حال خوابیدن را در بر گرفت.

I am accustomed to sleeping late.

من به خوابیدن دیر عادت دارم.

She tiptoed to the bedside of the sleeping child.

او به آرامی به سمت تخت کودک خفته رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید