roused

[ایالات متحده]/raʊzd/
[بریتانیا]/raʊzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیدار شدن، بیدار کردن (زمان گذشته و قسمت گذشته rouse)؛ فعال کردن یا ایجاد علاقه؛ هیجان زده کردن؛ بیدار کردن (قسمت گذشته و زمان گذشته rouse)
adj. عصبانی

عبارات و ترکیب‌ها

roused interest

ایجاد علاقه

roused emotions

ایجاد احساسات

roused suspicion

ایجاد سوءظن

roused concerns

ایجاد نگرانی

roused feelings

ایجاد احساس

roused debate

ایجاد بحث

roused attention

جلب توجه

roused spirits

ایجاد روحیه

roused passions

ایجاد اشتیاق

roused anger

ایجاد خشم

جملات نمونه

the news roused the community to take action.

اخبار جامعه را به اقدام تشویق کرد.

her speech roused the audience's emotions.

سخنرانی او احساسات مخاطبان را برانگیخت.

the documentary roused interest in environmental issues.

فیلم مستند علاقه به مسائل زیست محیطی را برانگیخت.

he roused the crowd with his passionate performance.

او با اجرای پرشور خود جمعیت را برانگیخت.

the coach roused the team before the big game.

مربی تیم را قبل از بازی بزرگ برانگیخت.

the unexpected event roused curiosity among the attendees.

واقعه غیرمنتظره کنجکاوى را در میان شرکت کنندگان برانگیخت.

the book roused my desire to travel.

کتاب اشتیاق من به سفر را برانگیخت.

his comments roused a heated debate.

اظهارات او یک بحث داغ را برانگیخت.

the music roused feelings of nostalgia.

موسیقی احساسات نوستالژیک را برانگیخت.

the announcement roused excitement among the fans.

اعلام نظر باعث هیجان در میان طرفداران شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید