based

[ایالات متحده]/beɪst/
[بریتانیا]/bayst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر اساس چیزی تأسیس یا بنیان‌گذاری شدن؛ توسط چیزی حمایت شدن
adj. دارای بنیاد یا اساس؛ به طور محکم تأسیس شده

عبارات و ترکیب‌ها

based on

بر اساس

based in

مبتنی بر

based out of

مبتنی بر

based on facts

مبتنی بر واقعیت‌ها

based experience

تجربه مبتنی بر

based decision

تصمیم مبتنی بر

based on research

مبتنی بر تحقیقات

based around

مبتنی بر

based theory

مبتنی بر تئوری

جملات نمونه

the project is based on extensive research.

پروژه بر اساس تحقیقات گسترده است.

her conclusions are based on solid evidence.

نتیجه‌گیری‌های او بر اساس شواهد قوی است.

they developed a strategy based on market trends.

آنها یک استراتژی بر اساس روند بازار توسعه دادند.

this model is based on a proven framework.

این مدل بر اساس یک چارچوب اثبات شده است.

the film is based on a true story.

فیلم بر اساس یک داستان واقعی است.

our conclusions are based on the latest data.

نتیجه‌گیری‌های ما بر اساس آخرین داده‌ها است.

the app is based on user feedback.

این برنامه بر اساس بازخورد کاربران است.

her success is based on hard work and dedication.

موفقیت او بر اساس تلاش و تعهد سخت است.

the recommendations are based on expert opinions.

توصیه‌ها بر اساس نظرات کارشناسان است.

the curriculum is based on international standards.

برنامه درسی بر اساس استانداردهای بین المللی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید