founded

[ایالات متحده]/ˈfaʊndɪd/
[بریتانیا]/ˈfaʊndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأسیس شده یا راه‌اندازی شده (یک مؤسسه، سازمان و غیره)
adj. دارای پایه یا بنیاد

عبارات و ترکیب‌ها

founded company

شرکت تأسیس شده

founded organization

سازمان تأسیس شده

founded school

مدرسه تأسیس شده

founded institution

مؤسسه تأسیس شده

founded movement

جنبش تأسیس شده

founded group

گروه تأسیس شده

founded foundation

بنیاد تأسیس شده

founded project

پروژه تأسیس شده

founded initiative

ابتکار تأسیس شده

founded business

کسب و کار تأسیس شده

جملات نمونه

the company was founded in 1995.

شرکت در سال 1995 تاسیس شد.

she founded a nonprofit organization.

او یک سازمان غیرانتفاعی تاسیس کرد.

the school was founded to help underprivileged children.

مدرسه برای کمک به کودکان محروم تاسیس شد.

he founded a successful tech startup.

او یک استارت‌آپ فناوری موفق تاسیس کرد.

many great cities were founded along rivers.

شهر های بزرگ زیادی در کنار رودخانه ها تاسیس شدند.

the organization was founded on the principles of equality.

این سازمان بر اساس اصول برابری تاسیس شد.

they founded a new movement for social justice.

آنها یک جنبش جدید برای عدالت اجتماعی تاسیس کردند.

the university was founded by a group of scholars.

دانشگاه توسط گروهی از محققان تاسیس شد.

he founded his own consulting firm.

او شرکت مشاوره خود را تاسیس کرد.

the charity was founded to support local communities.

این خیریه برای حمایت از جوامع محلی تاسیس شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید